تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣

مقدمه

اين مقدمه از امورى بحث مىكند كه مرتبط با وضع الفاظ و استعمال آن‌ها و دلالت الفاظ است . در اين مقدمه ، چهارده مبحث آمده است :

1 - حقيقت وضع

شكى نيست كه دلالت الفاظ بر معنايشان در هيچ زبانى ، ذاتى نيست - آن‌طور كه مثلا دلالت دود بر وجود آتش ، ذاتى است - گرچه برخى علماى اصول ، چنين توهمى كرده‌اند . دليل بر ذاتى نبودن ، اين است كه اگر اين توهم درست باشد ، بايستى همهء انسانها در فهم اين دلالت ، مشترك باشند ، درحالىكه مثلا فرد فارسىزبان ، الفاظ عربى و غير آن را بدون تعلّم و فراگيرى نمىفهمد و همين‌طور مثلا فرد عرب ، زبان فارسى و ساير لغات را نمىفهمد و اين مطلب واضحى است . و بنابراين ، دلالت الفاظ بر معانىشان ، جز از راه جعل و تخصيص توسط واضع اين الفاظ نيست . پس اين دلالت الفاظ بر معنايشان ، از نوع دلالت وضعيه ( قراردادى و اعتبارى ) مىباشد .

2 - واضع كيست ؟

و امّا در هريك از زبان‌ها ، واضع اوليه كيست ؟ گفته شده : واضع لغت بايد شخص واحدى باشد كه گروهى از انسانها در مقام تفاهم با آن