خاتمه در تقسيمات واجب
واجب ، داراى تقسيماتى است كه بهجاست به عنوان ملحقات بحث أوامر و متمّم فائده آن ، متعرض اين تقسيمات بشويم :
1 - واجب مطلق و مشروط
وقتى يك واجب را با چيزى خارج از آن مقايسه كنيم ، از دو صورت زير بيرون نيست :
1 - يا وجوبش متوقف برآن شىء است و آن شىء به نحو شرطيت در وجوب واجب مأخوذ است مثل وجوب حج در مقايسه با استطاعت . اين همان است كه واجب مشروط ناميده مىشود چرا كه وجوبش مشروط به حصول آن شىء ( مثل استطاعت ) در خارج است و لذا حج واجب نيست مگر هنگام حصول استطاعت .
و از مثال حج روشن مىشود كه يك واجب ، گاهى نسبت به يك چيز مشروط است و نسبت به چيز ديگر مطلق است . پس مشروط و مطلق ، دو امر نسبى و اضافى هستند .
نكته ديگر اينكه هر واجبى ، نسبت به شرائط عامهء تكليف يعنى بلوغ و قدرت عقل ، واجب مشروط است و لذا كودك و عاجز و ديوانه ، در واقع هيچ تكليفى ندارند .
و امّا در مورد عنصر علم ، برخى ( مثل اشاعره ) گفتهاند كه از شروط عمومى تكليف است . ولى حق اين است كه علم شرط نيست نه در وجوب و نه در احكام ديگر ، بلكه تكاليف واقعى به نحو مساوى بين عالم و جاهل مشتركند . آرى ، علم در استحقاق عقاب