شرك نمىورزيديم » .
گواينكه سخن اينان از ديدگاهى درست است ، ولى شگفتا كه با گفتن همين سخن درست ، به هلاكت ابدى و زيان هميشگى دچار شدهاند .
و چنين است داستان بيشتر فيلسوف نمايان و معاندان كه با تشنگى جهل و زيانكارى فريب درخشش و آبنمائى سراب را خوردهاند - منزه است پروردگارى كه چون خواهد بوسيله صدق گمراه سازد ، و چون اراده كند در اثر جهل سعادت بخشد - :
« يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً » .
خلاصهى سخن
اعمال نيكو در صفا و روشنى قلب مؤثرند ، و قلب در اثر پاكيزگى و جلاى خود از زنگارها و ناپاكىها آمادهى گرفتن نور معرفت و هدايت شود ، آخرين هدف و غرض از هر كردارى نيز همين است .
اين يك قانون كلى است كه سخن اصلى ما نيز مىباشد :
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . *
فصل [ 7 ] [ غرض از خلقت ]
درين فصل توضيح داده مىشود كه غرض اصلى از خلقت عالم ربانى است ، و مخلوقات ديگر يا وسائلى براى آمادهسازى وجود اويند ، و شرائطى كه تا او به عرصهى وجود آيد ، و يا زيادههائى از خميرهاى كه خداوند منّان بدست قدرت خويش چهل روز آن را خمير نمود و بطفيل او موجودند ؛ و يا چون ترشحاتى از درياى هستى كه از مبدء حق تعالى بر ظروف قابليات افاضه مىشوند ، و ازين راه گروههائى از مخلوقات به انوار قدرت خداوندى روشن مىگردند ؛ انوارى كه از كانال انسان كامل به آنان مىرسد .
تحقيق كامل درين سخن با نوشيدن قدحى از ژرف درياى مكاشفات ذوقى ميسور شود ، كه به لمعاتى از آن بطور پراكنده در كتاب بزرگ اسفار اربعه اشاره شده است ، و قدر و ژرفاى آن را آشنايان به منطق طير دانند و ناتوانان از سير