چيزهائى براى آنان ذخيره كرده شده - چشمنواز » و همچنين « 2 » : « براى آنان آماده شده آنچه نه چشمها ديده و نه گوشها شنيده و نه بر قلب بشرى گذشته است » .
زيرا قدر اين لذت را آنكس داند كه هردو لذت را چشيده باشد ، كه چنين كس لاجرم تنهائى و ذكر و فكر را برمىگزيند . و در درياى معرفت غوطهور مىگردد و رياست را وامىگزارد و خلق را كوچك مىشمارد .
و اما آن را كه چون صوفى نمايان اين روزگار خبرى از معرفت و لذت آن نباشد همدمى با ديگران و همصحبتى آنان را مىجويد و خوردن حرام در مجالسشان و رسيدن خدمت رؤسا بوسيلهى آنان را مىخواهد ، و اين امور را بر خلوت و تنها به ذكر خدا مشغول بودن و پرداختن به كردارهائى كه بدون اطلاع خلق بوده و او را به خدا نزديك سازد برمىگزيند .
و سبب اين همه اينكه دلهاى اينان از معرفت خدا خالى است و با غير او آرامش مىگيرند ، و گرنه عارف حقجوى از همصحبتى خلق گريزان باشد ، همچنانكه شخص زنده از هماطاق بودن با مردگان در شب تاريك مىهراسد . و حتى عارف ربانى از زندگى دنيوى ، كه او را مانع از ملاحظهى تام ذات متعال است ، هراسناك مىباشد و همواره مرگ طبيعى را آرزو مىكند تا به لقاء الله رسد و اين آيه را تحقق بخشد كه : « هرآنكس لقاى خدا را مىجويد هرآينه اجل خدائى درخواهد رسيد » .
آنكه به دنيا روى دارد و به همسخنى مردمان خوگرفته و از تنهائى - خواه به مردن و يا بدورى از خلق - گريزان است و با اينهمه ادعاى معرفت و ولايت مىكند ، منافق و دروغزن است ؛ و بنگر كه خداوند در حق يهود و بارزسازى فضيحت آنان و دروغشمارى ادعاى محبت و ولايتشان فرمايد : « اى آنان كه يهودى شدهايد - اگر برين باوريد كه شما اولياى خدائيد آرزوى مرگ كنيد - چنانچه راستگوئيد » .
هامش
( 2 ) - اعد لهم ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر . ( حديث قدسى )