پس چه بسا برقى براى بعضى از فريبزدهگان و مكرگرفتهگان زند و او شروع به چندى رياضتها نمايد ، و بدون داشتن روشى صحيح و نيتى استوار به قسمى مجاهدتها پردازد كه مختصرى صفا و روحانيت درو پديد آرد ، و در اثر آن چندى نشانهها و خوابهاى راستين بيند ، ليكن چون از ديدن برهان كور و از تأييد الهى بدور است اين امور او را چيزى جز عجب نيفزايد و غير از قساوت و طغيانش ببار نيارد .
قسم اعظم كسانى كه چنين گرفتار آيند از رهبانان و گروهى از كفار هندند كه پروردگارشان - آنچنانكه خود درنيابند - به خذلان افكنده است ، چرا كه به بخشى رياضتها مىپردازند كه افراط يا تفريط است ، و آنها را خودشان به خاطر خوش آيند دل و شهرتطلبى ابتكار كردهاند .
اما اين باطلگرايان كه مورد سخن مايند ازين امور نيز تهى دستند ، چرا كه به رياضتها و مجاهدتها و خلوت و عزلت و خاموشى و ديگر كارها كه رهبانان و گروهى از اهل ملل و اديان كنند نيز كارى ندارند ، و جز به مباشرت شهوات و حرام و شبههخوارى نپردازند .
* * * چون ديدم كه دفع اين شركارى خطير در امر دين است و رفع اين شبهه از قلب دانشپژوهان و ديگر مبتديان و خلاص نمودن آنان از وسوسههاى شياطين كارى سترگ مىباشد ، از خداوند خيرجوئى نموده و شروع در ازالهى وسوسهها و رفع شبهات و باطل كردن ياوهها و بازنمودن گرههاى بستهى اينان نمودم ، بدين نيت كه به پروردگار متعال تقرب جويم و به اولياى شريعت حقه و رؤساى عصمت و هدايت - صلوات الله عليهم اجمعين - توسل نموده باشم .
ازينرو اين رساله پرداخته گشت و « كسر اصنام الجاهلية » نامش نهادم و در يك مقدمه و چهار گفتار و يك خاتمهاش ترتيب دادم :
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٢