در مقدمهى كتاب نخست نفس انسانى و كيفيت تكاملى علمى آن را توضيح مىدهد ، و با ذكر مثالى چگونگى كسب معارف و موانعى را كه در راه آن موجود است بيان مىكند و اينكه بدون كوشش بسيار و رفع اين موانع دستيابى به علم و عرفان نشدنى است ؛ آنگاه متوجه مىسازد : افراد مدعى كه نه در تحصيل و راه بدست آوردن عرفان رنجى مىبرند و نه در راه بر طرف كردن موانع كوششى نمودهاند هرگز به عرفان الهى نتوانند رسيد و اينچنين مدّعيان جز عدهاى شياد و دروغزن بيش نيستند كه امر را بر ديگران مشتبه مىسازند و چه بسا بر خودشان نيز مشته شده است .
گفتار اول : اين گفتار در بيان اين معنى است كه برترين مقام ، رسيدن به معرفت الهى است ؛ و شخص خداجوى بايد نخست مقررات شريعت را شناخته و سخت بدانها پايبند بود ، و بدون چنين دانشى شروع در مجاهدت گمراهى ببار آرد ، و كسى كه خود را برياضات شرعى تهذيب ننموده است نشايد كه بفكر نظر در حقايق افتد .
آنگاه بيان مىكند كه حكيم و فقيه كيست و علما بر چند قسمند ، و اينكه مقام حكمت بسيار بلند است و هركسى را حكيم نتوان خواند و عارف حقيقى را مرتبتى بلند است گو اينكه كسى او را نشناسد و پيرو او نگردد .
گفتار دوم : درين گفتار بيان مىكند گو اينكه برترين مقام ، داشتن علم است ولى نه هرعلمى ، بلكه برترين همه ، علم الهى است . و اينكه رسيدن به معارف يقينى بالاترين كمال و نهايت بهجت و سعادت است ، و ثمرهى خلقت و بالاترين مقصود از آن همانا وجود عالم ربانى است و ديگران بمنزلهى طفيل وجود اويند .
آنگاه مىگويد كسانى را كه عقايدى خلاف واقع و فاسد دارند خطر بدعاقبتى تهديد مىكند ، و بيان اينكه سبب بدعاقبتى چيست و از آن پس چندى از نشانهى دوستان خداى را برمىشمارد تا افراد بىتوجه را روشن شود كه چه كسانى دوستان خدايند و چه نشانههائى دارند و فريب منافقان و دروغزنان را نخورند .
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى ) — صفحة 13
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص١٣