چراكه عقل و فكر آنان از شناخت خاصيت هر فكر و كار و سخن و نيت عاجز است .
پس علت اينكه در شريعت « قوانين » مقرر گشتهاند واقعيت نفس الامرى آنهاست ، نه اينكه - چنانچه عدهاى پندارند - تنها جنبهى قراردادى داشته باشند .
و اين اسرار را تنها افراد كامل درك توانند كرد و كسى را جز آنان چنين توانى نيست ؛ و آن احكامى كه در هيچزمان و حالى نسخ در آنان راه نيافته است خصوصيّت بيشترى درين جنبه دارند .
پس بخشى از كردار و گفتار بگونهاى است كه بجا آوردن آن در كسب سعادت آخرت مفيد و نتيجهبخش در نجات جاودانى است . آنكس كه خلقت باطنى او را انحرافى نيست و به حد سلوك معنوى و سير اخروى رسيده است و او را عاقل بالغ مىنامند و مكلف گويند ، او را سزد كه چنين كارهائى را آنچنان كه بايد بجاى آرد و هرگز بدون داشتن عذرى شرعى اقدام به ترك آنها نكند چنين اعمالى « واجب » ناميده مىشوند .
و بخشى ديگر از كارها چنانند كه پرداختن به آنها درپى خود تقرب بسوى خداوند متعال را آرند و جايگاه بنده را پيش خداوند متعال بالا برند و او را ستوده گردانند ؛ و ليكن با اينهمه ترك آنها ملامت را نسزد و ضررى بدنبال نيارد ، چنين كردارهائى را « مستحب » نامند .
و بخشى ازين اعمال گوهر نفس را كدر كنند و مستلزم كدورت باطن شوند و مكلف را هرگز نمىشايد كه به گرد آنها گردد و در پرداختن به آنها جرئت ورزد ، چنين كارهائى را « حرام » گويند .
پارهاى ديگر از كردارها اگر انجام داده شوند مكلّف را مذمت و عتابى لازم نيايد ، ولى روگردانى از آنها موجب ستودگى و شكرگزارى گردد ، چنين كارها را « مكروه » گوئيم .
گروهى ديگر مىمانند كه انجام و يا ترك آنها زيان و يا سودى نرساند ، و هيچكدام ازين دو طرف را عقل و يا شرع نستودهاند ، و عامل را ستايش و يا
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص١٢٧