پيامبر خدا صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن وحسين عليهم السلام را فراخواند و فرمود : « خدايا ، اينان خاندان مناند » و در آن لحظهء خطير ديگران را شركت نداد و به سوى ديگران روى نياورد ، گويا بر روى زمين كسانى جز آنان شايستهء آمين گويى به دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله نبودند .
و . حديث غدير
حديث غدير از احاديث متواتر است كه صحابه و تابعين در هر عصر و نسل آن را نقل كردهاند . اكنون در صدد ذكر منابع و اثبات تواتر آن نيستيم ، بلكه مىخواهيم بگوييم آن حادثهء مهم در تاريخ اسلام و سخن پيامبر بزرگوار صلى الله عليه و آله برفراز جهاز شتران كه فرمود :
« مَن كنت مَولاه فهذا على مولاه » ( هر كه را من مولا و سرپرست بودم ، على مولاى اوست ) ، سبب شد كه گروهى از مهاجران و انصار برگرد على عليه السلام به عنوان محور هدايت و رهبرى پس از پيامبر گرد آيند .
حسّان بن ثابت ، شاعر زمان پيامبر نيز سخن پيامبر را در شعر خود آورد . « 1 »
نتيجهء بحث
اين حوادث مهم در زندگى على عليه السلام نشان مىدهد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله او را به خاطر شايستگىها و توانمندىهاى منحصر به فردش ، انسانى شايستهء رهبرى حكيمانه پس از رحلت خويش مىشناخت از همين رو ، جمعى از مهاجران و انصار ، به و يژه آنان كه در دل كينهاى از او نداشتند ، پيرو او شدند و اين گروه با عنوان « شيعهء على » شناخته شدند .
بنابراين ، تشيع همان اسلام و روى ديگرى از آن است و اشاره به يك اصل اسلامى دارد و آن اينكه رهبرى حكيمانه و هدايت علمى ، با نصب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در وجود على عليه السلام متمركز است . هر كس اين حقيقت را درك كند ، شيعه و پيرو على عليه السلام مىشود .
آنان در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان شيعهء على عليه السلام شناخته شدند و پس از وفات پيامبر هم بر همين باور باقى ماندند و گروههايى از تابعين و تابعانِ تابعين پيرو آنان شدند تا به امروز .
هامش
( 1 ). وقال له قم يا علىّ فانّنى * رضيتكَ مِن بعدي اماماً وهادياً ..