4 . مرجعيت علمى اهل بيت عليهم السلام
بحث از شكل خلافت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله به دو گونه مطرح مىشود :
اول : بحث از حكومت در مرحلهء خاصى از زمان ، يعنى اين كه آيا خلافت از جانب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، امرى انتصابى بود ، يا به اصحاب سپرده شده بود ؟ اين گونه بحث ، هر چند بىفايده نيست ، ليكن يك بحث صرفاً تاريخى است كه زمان آن گذشته است .
دوم : اين كه مرجعيت علمى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ، آيا در اهل بيت عليهم السلام تجسم و تبلور يافته بود يا در ديگران ؟ و آيا وظيفهء هر مسلمان در هر زمان و قرن ، تمسك به ائمهء اهل بيت عليهم السلام به عنوان يكى از « ثقلين » است ، يا تمسك به ديگران ؟ اين بحث ، هميشه تازه است و شايستهء تأمل است . بحث از نوع اول ، اگر نزد گروهى ناپسند است ، ولى بحث به شيوهء دوم ، خواستهء هر كسى است كه مىخواهد اصول و فروع دين خود را از سرچشمهاى زلال فرا بگيرد .
با چشمپوشى از اين كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در روز غدير ، على عليه السلام و اهل بيت او را براى رهبرى و حكومت تعيين كرد ، در روزى كه مسلمانان سايهبانى جز گرماى خورشيد نداشتند ، و ولايت او را پس از توحيد و معاد ، اصل سوم قرارداد ، مىگوييم :
رسولخدا صلى الله عليه و آله همواره در ميان غافلان و جاهلان هشدار مىداد و دعوت به تمسك به كتاب و عترت مىكرد . اين صراحت دارد در اين كه مرجعيت علمى ، افزون بر رهبرى