كه ترتيب سورهها با اجتهاد صحابه و گردآورندگان بوده است ، بر خلاف وضع و ترتيب آيهها كه به اشارهء پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است . آن چه را ابننديم گفته ، ثابت مىكند كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله ، قرآن نوشته شده بود ، هر سورهاى جداگانه و فاقد ترتيبى بود كه امام على عليه السلام آنها را در هفت جزء ترتيب داد و هر جزء مشتمل بر سورههايى بود . محقّق زنجانى در ضمن جدولهايى ترتيب سورههاى مصحف على عليه السلام را نقل كرده كه نشان مىدهد آن مصحف هفت جزء داشته و هر جزئى چندين سوره .
جزء اول كه بقره ناميده مىشد چند سوره داشت ، جزء دوم كه جزء آلعمران ناميده مىشد نيز چند سوره داشت ، جزء سوم جزء نساء بود با چندين سوره ، جزء چهارم جزء مائده بود و چند سوره ، جزء پنجم انعام بود و چندين سوره ، جزء ششم اعراف بود و چندين سوره و جزء هفتم جزء انفال بود و سورههاى ديگر . از اين بر مىآيد كه ترتيب سورهها نه براساس ترتيبِ سورههاى بلند تا كوتاه بود ، نه براساس ترتيب نزول .
شبههء دوم : مصحف فاطمه عليها السلام
طبق روايات فراوان ، نزد حضرت فاطمه عليها السلام مصحفى بوده است ، ولى مصحف اسم مخصوص قرآن نيست تا آن كه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله قرآن مخصوصى داشته باشد ، بلكه نوشتهاى بود كه در آن بعضى از اخبار و حوادث آينده نوشته شده بود .
مُصحف در لغت يعنى ، چيزى كه ، نوشتهاى در آن قرار گيرد ، به مصحف ، مصحف گويند ، چون در بر گيرندهء نوشتههايى ميان دو جلد است . اين واژه در عصر نزول قرآن ، اسم خاص قرآن نبود ، پس از وفات پيامبر خدا صلى الله عليه و آله قرآن به اين نام مشهور شد . به نقل سيوطى ، چون قرآن را گرد آورده و روى ورق نوشتند ، ابوبكر گفت : نامى براى آن برگزينيد . يكى گفت : سِفْر ، ديگرى گفت : مصحف ، چون حبشيان آن را مصحف مىنامند . گويد : ابوبكر نخستين كسى بود كه كتاب خدا را گرد آورد و آن را مصحف ناميد . « 1 »
هامش
( 1 ) . الإتقان فى علوم القرآن : ج 1 ، ص 185