فرزندى نداشت ، قانع نشد ؟ و آيا در توان آن حكومت دژخيم صفت نبود كه همهء ميراث امام عسكرى عليه السّلام را در اختيار جعفر بگذارد و ديگر مرتكب آن كارهاى احمقانه و وحشيانه نشود ؟
بديهى است كه اين همه جنايت ، خود نمايانگر ترس و وحشت شديد دستگاه خلافت جبار از مولود مبارك الهى ، حضرت مهدى عليه السّلام بود . ممكن است گفته شود : حكومت وقت در راستاى رساندن حق به حقدار ، به شهادت جعفر بسنده نكرده ، و خود اقدام به جستجو و كشف حقيقت نموده است .
گوييم :
اگر چنين نيتى هم داشت ، نمىبايست اين گونه وحشيانه به دنبال كشف حقيقت برآيد ، بلكه به طور طبيعى و متداول كه در چنين مواردى عمل مىشود ، ادعاى جعفر را به يك دادگاه و قاضى مىسپرد تا او با پرسش و تحقيق از مادر ، همسران ، كنيزان و ديگر نزديكان از خاندان بنى هاشم به حضرت عسكرى عليه السّلام ، و شنيدن و ثبت شهادت آنان ، بتواند حكم صادر كند ، نه اينكه به فرمان اول شخص حكومت - آن هم با اين شتاب و عجله ، و حتى پيش از به خاك سپردن جسد مطهر امام عسكرى عليه السّلام - مأموران دژخيم به خانهء مصيبت ديدگان يورش برده ، بازماندگان و غمديدگان را دستگير و روانه زندان كنند .
همهء اين تلاشهاى مذبوحانه ، گوياى اين است كه حكومت جبار عباسى با شنيدن آن همه اخبار و روايات ، يقين به ولادت حضرت
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( مهدى منتظر ( ع ) در انديشه اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: السيد ثامر العميدي
ص١٧٨