علما و دانشمندان شيعهء دوازده امامى بودند كه اين جريان را ثبت و ضبط نموده و ديگران هم از اينان نقل كردند . اين خود ، براى هر انسان پژوهشگر منصفى كافى است كه حقيقت را دريابد ، بر اين اساس كه شيعيان مطلبى را نقل و اثبات كنند و سپس خلاف آن را معتقد شوند ، در حالى كه نادرستى عقيده و سخن شيعيان بر ايشان ثابت نشده و دليلى بر بطلان آن نيافته باشند .
اين امر ، بسان روايتهاى آنان است دربارهء انكار معاويه نسبت به منزلت و مقامى كه حضرت على عليه السّلام نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دارد . يعنى انكار معاويه ثابت شده است ، همانگونه كه منزلت و مقام حضرت على عليه السّلام نيز انكارناپذير و مسلم است ، و هيچيك از اين دو مطلب نزد شيعيان جاى شك و ترديد ندارد . به همين گونه انكار جعفر كذاب و عملكرد حكومت ستمكار وقت بر اساس ادعاى جعفر نيز ثابت است .
از سوى ديگر ، ولادت حضرت مهدى عليه السّلام ، هم ديده شده و هم بر آن اقرار و اعتراف شده است . بعد از همهء اينها ، آيا نيازمند دليل و برهانى ديگر مىباشند ؟
البته از منكران حقيقت كه در نيمهء روز ، خورشيد را انكار مىكنند ، هيچ بعيد نيست كه اينگونه شبهات را در پوشش اصلاح طلبى و حقيقتجويى دست آويز قرار داده ، ميان مسلمانان شك و ترديد ايجاد كنند ؛ به همين خاطر مىگوييم :
ولادت هر انسانى در اين دنيا ، با گواهى قابله و شهادت پدرش ثابت مىشود ، هرچند كه هيچ شخص سومى او را نديده باشد .
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( مهدى منتظر ( ع ) در انديشه اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: السيد ثامر العميدي
ص١٥٨