به حسب عادت براى هركسى به رأى معصوم ( يعنى : حكم واقعى ) و يا يك دليل معتبر ( يعنى : يك حكم ظاهرى ) قطع و يقين ايجاد مىكند ، فى المثل وقتى كه ناقل مىگويد :
اجمع العلماء فى جميع الاعصار و الامصار على كذا . . . به گونهاى باشد كه :
اگر ما هم اين اتفاق را مىديديم ، حدس قطعى به رأى امام مىزديم و يا يقين مىكرديم كه دليل معتبرى در كار بوده كه تمام علما در هر عصرى چنين نظرى دادهاند و از سبب به مسبّب و يا از ملزوم به لازم ( رأى امام ) مىرسيديم .
و لكن بايد گفت : ناقل اجماع هرگز چنين اجماعى را نقل نمىكند كه در آينده اين مدعا اثبات خواهد شد .
ب : و گاهى مدعى اجماع مىگويد : هذا اجماعى . كه اجماع را به قول مطلق آورده و ظهور در اجماع مصطلح دارد ، لكن قبل و يا بعد از چنين ادعايى قرينه مقابله را مىآورد كه جلوى آن ظهور را مىگيرد .
* قرينهء مقابله يعنى چه ؟
يعنى : اينكه ادعاى اجماع را در مقابل خلاف قرار مىدهد ، يا فى المثل مىگويد : علما در فلان مسئله اجماع دارند ، لكن در فلان مسئله اختلاف كردهاند كه اين كلام اخير صلاحيت قرينيت دارد و ادعاى قبلى دو احتمال را متصور مىكند :
1 - اينكه چهبسا همهء علما نظر داده و اجماع مصطلح مراد باشد در نتيجه ارزشمند است .
2 - اينكه چهبسا مراد عدم وجود مخالف باشد و لو برخى سكوت كرده باشند آنهم از روى قرينه بعدى پس فاقد ارزش است .
حال : اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . در نتيجه اين قسم از نقل اجماعات نيز فاقد ارزش بوده و حجيت ندارند .
و گاهى مدعى اجماع مىگويد : لا خلاف فى كذا كه ضعيفترين نوع اجماع است و در متن بعدى بررسى مىشود .