* توضيحا بفرمائيد چرا در انضمام اقوال مجمعين با رأى امام مسامحه وجود دارد ؟
زيرا در اينجا دليل و مدلول و يا به عبارت ديگر ، كاشف و مكشوف را روى هم ريخته و نام آن را اجماع گذاشتهاند و حال آنكه اجماع ، بر نفس دليل اطلاق مىشود .
يعنى : همانطور كه در اجماع دخولى بر اتفاق طايفهاى كه امام در ميان آنها بود از روى مسامحه نام اجماع نهادند ، همينطور در اينجا نيز بر مجموع كاشف و مكشوف ، نام اجماع نهادن تسامح دارد .
* آيا تفاوتى ميان تسامح در اجماع دخولى با اجماع در اينجا وجود ندارد ؟
چرا ، در آنجا يك مسامحه بود و در اينجا دو مسامحه ، يا اينكه مسامحه در مسامحه است .
* دو مسامحه مذكور را به طور خلاصه روشن كنيد ؟
الف : يك مسامحه اينكه : اجماع مصطلح همان اتفاق الكل است و حال آنكه در اينجا بر اتفاق من عدا الامام اطلاق شد .
ب : و يك مسامحه اينكه : در اين نوع از اجماعات ، اتفاق نظر علما كاشف از رأى معصوم است و در اينجا اين كشف به منزلهء دخول امام در بين مجمعين فرض شده است و حال آنكه داخل نيست .
* فلسفه اين دو تسامح چيست ؟
اين است كه : فقهاى مسلمان از اول بنا را بر اين گذاردهاند كه منابع احكام ادلهء اربعه باشد . يعنى :
كتاب ، سنت ، عقل ، اجماع و مرادشان از اجماع نيز همان اجماع مصطلح است .
حال : اگر در كلمات آنها به كلماتى برمىخوريم كه اجماع مصطلح نيست ولى در مناط با اجماع مصطلح يكى است يعنى : كاشف از قول معصوم است .
و لذا : بايد در تحت يكى از آن منابع چهارگانه باشد ، كه مناسبتر از همه اجماع است ، و نمىتوان آن را دليل پنجمى ناميد .