تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

* توضيحا بفرمائيد چرا در انضمام اقوال مجمعين با رأى امام مسامحه وجود دارد ؟

زيرا در اينجا دليل و مدلول و يا به عبارت ديگر ، كاشف و مكشوف را روى هم ريخته و نام آن را اجماع گذاشته‌اند و حال آنكه اجماع ، بر نفس دليل اطلاق مىشود . يعنى : همان‌طور كه در اجماع دخولى بر اتفاق طايفه‌اى كه امام در ميان آنها بود از روى مسامحه نام اجماع نهادند ، همين‌طور در اينجا نيز بر مجموع كاشف و مكشوف ، نام اجماع نهادن تسامح دارد .

* آيا تفاوتى ميان تسامح در اجماع دخولى با اجماع در اينجا وجود ندارد ؟

چرا ، در آنجا يك مسامحه بود و در اينجا دو مسامحه ، يا اينكه مسامحه در مسامحه است .

* دو مسامحه مذكور را به طور خلاصه روشن كنيد ؟

الف : يك مسامحه اينكه : اجماع مصطلح همان اتفاق الكل است و حال آنكه در اينجا بر اتفاق من عدا الامام اطلاق شد . ب : و يك مسامحه اينكه : در اين نوع از اجماعات ، اتفاق نظر علما كاشف از رأى معصوم است و در اينجا اين كشف به منزلهء دخول امام در بين مجمعين فرض شده است و حال آنكه داخل نيست .

* فلسفه اين دو تسامح چيست ؟

اين است كه : فقهاى مسلمان از اول بنا را بر اين گذارده‌اند كه منابع احكام ادلهء اربعه باشد . يعنى : كتاب ، سنت ، عقل ، اجماع و مرادشان از اجماع نيز همان اجماع مصطلح است . حال : اگر در كلمات آنها به كلماتى برمىخوريم كه اجماع مصطلح نيست ولى در مناط با اجماع مصطلح يكى است يعنى : كاشف از قول معصوم است . و لذا : بايد در تحت يكى از آن منابع چهارگانه باشد ، كه مناسب‌تر از همه اجماع است ، و نمىتوان آن را دليل پنجمى ناميد .