تشريح المسائل
* مقدمة بفرمائيد اجماع منقول بر چند قسم است ؟
بر چهار قسم : دخولى ، لطفى ، تقريرى و حدسى كه تعريف هريك خواهد آمد .
* مراد از اجماع دخولى چيست ؟
اجماعى است كه امام نيز يقينا در ميان مجمعين داخل بوده ، هرچند ناقل امام را بشخصه نشناخته باشد .
* كدام يك از انواع اجماع ، ممكن است هم اجماع باشد ، هم حجّت و يا يكى از اجماع و حجّت ؟
دخولى و تضمنى
توضيح اينكه : اگر اجماع منقول از نوع دخولى و تضمنى باشد :
الف : ممكن است هم اجماع مصطلح باشد هم حجت . ب : و ممكن است تنها حجت باشد ولى اجماع مصطلح نباشد .
* در چه صورتى اجماع منقول نه اجماع مصطلح است و نه حجّيّت دارد ؟
در صورتى كه از نوع اجماع منقول تقريرى و يا حدسى و يا لطفى باشد .
* مراد شيخ از عبارت ( و امّا اتّفاق من عدا الامام بحيث . . . ) در متن مزبور چيست ؟
اين است كه : برخى از علما لفظ اجماع را بر اتفاق اطلاق كردهاند كه رأى امام در ضمن آن نبوده و لكن به يكى از انحا همچون قاعدهء لطف يا تقرير و يا عادت آن را از اتفاق مزبور ، مىتوان كشف نمود .
* پس مراد ايشان از عبارت ( الّا ان ينظّم قول الامام المكشوف عنه باتفاق . . . ) چيست ؟
اين است كه : اين اطلاق يك اطلاق حقيقى نيست و قطعا اجماع اصطلاحى ناميده نمىشود .
مگر اينكه : مجموع كاشف ( اتفاق علما ) و منكشف ( رأى امام ) را به يكديگر ضميمه كرده و نامش را اجماع بگذاريم تا بشود اجماع مصطلح ، البته اين انضمام تسامحى است .
* چرا اتفاق من عدا الامام ، اجماع مصطلح نمىباشد ؟
به دليل اينكه اجماع مصطلح ، اتفاق الكل است در عصر واحد ، درحالىكه در اين نوع از اجماعات حد اقل خود امام كه يكى از علما است و خارج است ، پس اتفاق الكل حاصل نشده و ناقل تنها قول علما را نقل نموده كه نظر آنها كاشف از رأى امام است . مگر اينكه : مقصودشان از اجماع ، اجماع مجموع اقوال و رأى امام باشد ، ولى اين اطلاق نيز تسامحى است .