* نظر شيخ پيرامون استدلال و يا توجيه مذكور چيست ؟
اين است كه : مناط فوق ( كاشفيت ) مناط مسلّمى نيست ، چرا كه شايد حجيّت خبرهاى حسى تعبّدى باشد و يا مناط ديگر داشته باشد چرا ؟
زيرا اگر مناط مذكور ثابت شود ، لوازم و تالى فاسدهايى دارد كه خود شما هم به آن ملتزم نيستيد .
* تالى فاسدها و لوازم مناط مذكور در صورت اثبات چيست ؟
1 - لازم مىآيد كه شهرت فتوائيه نيز حجت باشد ، چرا كه كاشف ظنّى از حكم معصوم ( ع ) است و حال آنكه فقها براى شهرت چندان ارزشى قائل نيستند .
2 - لازم مىآيد كه فتواى يك فقيه نيز كه در تعبير ، عين روايات است در حق ساير فقها حجت باشد ، چرا كه كاشف ظنّى از قول معصوم ( ع ) است مثل فتواى ابن بابويه ، حال آنكه احدى از فقها به اين مطلب ملتزم نيستند .
3 - و لازم مىآيد كه مطلق ظنون از هر راهى كه حاصل شوند از باب ظنّ خاص حجت باشند ، چرا كه مناط مذكور در همهء آنها وجود دارد ، و حال آنكه احدى به اين مطلب نيز ملتزم نمىباشد .
* حاصل مطلب چيست ؟
اين است كه : از راه تنقيح مناط نيز نمىتوان اجماع منقول را حجت دانست .