تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
روايات عبداللَّه‌بن جعفر 80 - 40 . ابوالقاسم اسماعيل بن‌احمد ، از ابومحمّد صريفينى ، و ابوالحسين‌بن نقور . [ نيز : ابوالبركات انماطى ، از ابومحمّد صريفينى ، و ابوالحسين‌بن نقور . ] نيز : ابوالبركات انماطى ، از ابومحمّد صريفينى . [ ابومحمّد و ابوالحسين ، هردو ] از ابوبكر محمّدبن حسن‌بن عَبْدان صيرفى ، از حسين‌بن اسماعيل محاملى ، از عبداللَّه‌بن شبيب ، از ابن‌ابىاويس ، از محمّدبن اسماعيل ، از عبدالرّحمان‌بن ابىبكر ، از اسماعيل‌بن عبداللَّه‌بن جعفر ، از پدرش كه گفت : هنگامى كه دختر حمزه به مدينه آمد ، على و جعفر و زيد در مورد او مخاصمه كردند . پيامبر فرمودند : بگوييد . زيد گفت : او دختر برادرم است و من نسبت به او سزاوارترم . على گفت : دختر عمويم است و من او را آوردم . جعفر گفت : دختر عمويم است و خاله‌اش نزد من است . فرمودند : « اى جعفر او را بگير ، تو از همه‌ى آنان نسبت به او سزاوارترى » . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : ميان شما قضاوت مىكنم و گفتند : « امّا تو اى زيد غلام منى و من آقاى توام ، و امّا تو اى جعفر با خَلق و خُلْق من شباهت يافته‌اى ، و امّا تو اى على ، پس تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى جز نبوّت » . انماطى افزود : « جز اين كه نبوّتى ( پس از رسول خاتم ) نيست » . روايات معاويه 81 - 40 . ابوالقاسم زاهربن طاهر ، از ابوسعد جَنْزَرودى ، از سيّد ابوالحسن محمّدبن علىبن حسين ، از حمزةبن محمّد دهقان ، از محمّدبن يونس ، از وهب بن‌عثمان بصرى از اسماعيل‌بن ابىخالد ، از قيس‌بن ابىحازم كه گفت : شخصى مسأله‌اى از معاويه پرسيد ، گفت : آن را از علىبن ابيطالب بپرس ، كه او از من داناتر است . گفت : كلام تو اى اميرالمؤمنين ! برايم دوست داشتنىتر است از گفته‌ى على . گفت : بسيار بد است آن‌چه گفتى و پَستى است آن‌چه آوردى . تواز مردى ناخشنودى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را به دانش بسيار بزرگ مىداشت و به او مىفرمود : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه