تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
ابواحمدبن‌عدى ، از محمّدبن احمدبن هارون ، از حسن بن‌يزيد جَصّاص ، از اسماعيل‌بن يحيى ، از عبدالملك‌بن جُريح ، از عطّار ، از سويدبن غفلة ، از عمربن‌خطاب كه گفت : عمر مردى را ديد كه على را دشنام مىداد و ميانشان دشمنى بود . عمر به او گفت : تو ، از منافقانى ، زيرا شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود : « جز اين نيست كه على نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » . 71 - 40 . ابومنصور بن‌خيرون ، از ابوبكرخطيب ، از احمدبن‌محمّد قطيعى ، از محمّدبن عبداللَّه‌بن محمّد كوفى ، از علىبن محمّدبن مروان ، ابوالحسن‌مقرىء ( در كتابش ) ، از حسن‌بن يزيد جصّاص مخرّمى ساكن سرّ من رأى از اسماعيل‌بن يحيىبن عبيداللَّه تميمى ، از ابن‌جريح ، از عطاءبن‌سائب ثقفى ( اهل كوفه ) ، از سويدبن غفله ، كه عمربن‌خطاب ديد مردى على را دشنام مىدهد ، گفت : گمان دارم منافق هستى ، [ زيرا ] شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمودند : « جز اين نيست كه على نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » . 72 - 40 . ابوغالب‌بن بنّا ، از ابوالحسين‌بن آبنوسى ، از ابومحمّد عبداللَّه‌بن محمّدبن سعيدبن محارب‌بن عمرو انصارى اوسى إصطخرى ، از ابومحمّد عبداللَّه‌بن اذران خياط ( به سال سيصد و چهار در شيراز ) ، از ابراهيم‌بن سعيد جوهرى وصىّ مأمون ، از مأمون ، از رشيد ، از مهدى ، از منصور ، ( خلفاى عبّاسى ) از پدرش ، از جدّش ، از عبداللَّه‌بن‌عبّاس كه گفت : شنيدم عمربن‌خطاب در ميان گروهى كه درباره‌ى پيشتازان به اسلام سخن مىگفتند ، گفت : درباره‌ى على ، شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمودند : در او سه ويژگى است كه آرزو داشتم يكى از آن‌ها را داشتم كه برايم دوست داشتنىتر بود از آن‌چه آفتاب بر آن بتابد . من و ابوعبيدة و ابوبكر و گروهى از اصحاب حاضر بوديم كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر شانه‌ى على زد و به او فرمود : « اى على ، تو نخستين مؤمنى در ايمان ، و نخستين مسلمان در اسلام . و تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى » .