پرش به محتوای اصلی

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحه 652

پدیدآورندگان:

ص۶۵۲
محبّى شرح حال بديعىِ يادشده را آورده و اين‌چنين او را ستوده است : « يوسف معروف به بديعى دمشقىِ اديب . . . در فضل و ادب به شهرتى پرآوازه رسيد ، و كتاب‌هاى برترى نوشت . . . به امارت موصل منصوب شد ، سپس در سال 1073 در روم درگذشت . » « 1 » درويش محمّد طالوى در كتاب « سانحات دمي القصر » حكيم انطاكى را ستوده و گويد : « از زادگاه و محل رشد او پرسيدم ، گفت كه در انطاكيه با اين رخسار متولّد شده و پس از ولادت دچار بيمارى نشده است . سپس گفت . . . همراه گراميانى به قصد بعضى شهرهاى ساحلى شام ، از وطن خارج شدم . به بعضى شهرهاى پناه داده شده كه رسيدم ، همتى و الا يا علوى مرا بر آن داشت كه از جبل عاملش بالا روم ، پس با استوارى بر ستايش كه خود عاملش بودم ، از آن بالا رفتم و از اساتيدش مطالبى دريافتم ، و با افراد فاضلش درباره‌ى علوم و فنون بحث كردم . سپس عنايت الاهى مرا به آن‌جا رهنمون شد كه به پناه دمشق در آمدم . با بعضى از دانشمندانش كه از مشايخ اسلام بودند ، ملاقات كردم ، مانند ابوالفتح محمّدبن محمّدبن عبدالسّلام ، و مانند خورشيد دانش‌هايش بدرالغزى عمرى پيشوا ، و استاد علاءالدين عمادى . . . او شوخ‌طبعى داشت كه موجب شادى و آرامش‌بخشى بود . در عين حال ، ترس او از معاد و بيم و هراسش از پروردگار بندگان ، در ديگرى از مردمان اين راه و پيروان آن گروه ديده نشد . . . اگر از او مطلبى درباره‌ى فنون حكمى و طبيعى و رياضى پرسيده مىشد ، در پاسخ به اندازه يك يا دو جزوه بر سؤال كننده املاء مىكرد ، همان‌گونه كه در مورد شيخ الرييس مشهور است . . . از آثارش ، شرح قصيده‌ى نفس مشهور از شيخ الرييس ابن‌سينا ، شرحى است كه
پاورقی
( 1 ) . خلاصة الاثر 4 : 510 .