تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
( 3 ) سومين گواه ، علّامه تقىالدين محمّدبن احمد فاسى است در كتابش ( العقد الثمين ) . شرح حالش در « الضوء اللامع » و كتاب‌هاى ديگر است . او نيز بدون هر گونه شكّى كتاب الامامة و السياسة را به ابن‌قتيبه نسبت داده و بر آن اعتماد كرده و از آن نقل نموده است . . . وى در شرح حال مسلمةبن عبدالملك بن‌مروان چنين گويد : « امير مكّه بود . فرمان روايىِ او بر مكّه را ابن‌قتيبه در الإمامة و السياسة آورده است . . . » « 1 » ( 4 ) شاهد چهارمى هم هست كه بر سه شاهد پيشين تقدّم دارد . او شيخ ابوالحجاج يوسف بن محمد بلوى نويسنده‌ى كتاب « الف باء » است كه درباره‌اش در كشف الظنون چنين آمده است : « الف باء ، درباره‌ى محاضرات ، نوشته‌ى ابوالحجاج يوسف‌بن‌محمّد بلوى اندلسى معروف به « ابن‌الشيخ » است . كتابى است قطور كه چنين آغاز مىشود : رساترين سخنى كه شنيده شده و به زانو درآورده ، ستايش خداوند است از خودش . . . در آن كتاب آورده است كه او نتيجه و بهره‌هاى بديع دانش‌ها نوشته‌ى فرزندش عبدالرّحيم را پس از مرگ او گرد آورده است ، چون به جهت خردسالى به درجه‌ى خردمندان ملحق نشد ، و آن‌چه را كه اين كودك تربيت يافته گردآورده است ( الف باء ) ناميد . . . » . در آن كتاب گويد : « فصل - فضل ابن‌جبير مشهور است ، و در كتاب‌ها ياد شده است . ابن قتيبه در الامامة و السياسة گويد : وقتى سعيدبن‌جبير بر حجّاج وارد شد ، به او گفت : نامت چيست ؟ گفت : من سعيدبن‌جبير هستم . حجاج گفت : بلكه تو شقىبن‌كسير هستى . سعيد گفت : مادرم نسبت به نام من و نام پدرم داناتر است .
هامش
( 1 ) . العقد الثمين بأخبار البلد الأمين 7 : 194 .