« اين حديث مورد اتّفاق است . پيشوايان حافظ و بزرگ آن را روايت كردهاند ، مانند : ابوعبداللَّه بخارى در صحيح ، مسلمبنحجّاج در صحيح ، ابوداوود در سنن ، ابوعيسى ترمذى در جامع ، ابوعبدالرّحمان نسائى در سُنن و ابنماجه در سُنن . همگى بر صحّت آن اتّفاق كردهاند . و اين اجماع آنان بر اين موضوع است .
حاكم نيشابورى گويد : اين حديث به حدّ تواتر رسيده است . » « 1 »
سيوطى
حافظ جلالالدّين سيوطى آن را در كتاب خود پيرامون حديثهاى متواتر آورده است و گويد : « آن را احمد از ابوسعيد خدرى و اسماء بنتعميس ؛ و طبرانى از امسلمة ، ابنعبّاس ، حبشىبنجناده ، ابنعمر ، على ، جابربن سمرة ، براءبنعازب ، و زيدبنارقم ، نقل كردهاند » . « 2 »
متّقى
شيخ على متّقىگويد : « سپاس ازآنِ خداوند است ودرود و سلام بر پيامبرش صلى الله عليه و آله و بعد : فقير به درگاه خداى متعالى علىبنحسام الدّين مشهور به متقى گويد : در اين كتاب ، نزديك به هشتاد و دو حديث متواتر آمده است كه علّامه سيوطى رحمتخداوند تعالىبراوباد - آن را گرد آورده و آن كتاب را « قطف الأزهار المتناثرة » ناميده است ، ليكن من راويان را حذف كرده و فقط متن حديثها را آوردهام تا حفظش آسان گردد . » وى در زمرهى اين احاديث ، دو حديث زير را مىآورد :
« هر كهمن مولاى او هستم ، على مولاى اوست . »
« آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ؟ » .
هامش
( 1 ) . كفاية الطالب فى مناقب علىبنابىطالب : 283 .
( 2 ) . الأزهار المتناثرة فى الأحاديث المتواترة - باب حرف الألف .