فطربن خليفه گويد : و به عطا گفتم : عكرمه مىگويد ، ابنعبّاس گفت : تقدير بر اين جارى شده كه بايد روى كفش مسح كشيد . گفت : عكرمه دروغ گفت : شنيدم ابنعبّاس مىگويد : مسح كشيدن بر دو كفش اشكالى ندارد هر چند كه در غائط رفته باشد . عطا گفت : به خداوند سوگند بعضى از آنان معتقد است كه مسح كردن بر دو پا جايز است .
ابراهيمبن ميسرة به نقل از طاووس گويد : اگر بندهى ابنعبّاس از خداوند پرهيز مىكرد و از حديثش باز مىايستاد ، به سوى او مىشتافتند .
مسلمبن ابراهيم به نقل از صلت ابوشعيب گفت : از محمّدبن سيرين دربارهى عكرمه پرسيدم ، گفت : ناراحت نمىشوم كه از اهل بهشت باشد و ليكن او دروغگوست .
ابنعيينه به نقل از ايّوب گويد : نزد عكرمه رفتيم ، حديث كرد و گفت : آيا حَسن شما هم مانند اين ، نيكوست ؟
ابراهيمبن منذر گفت ما را حديث كرد هشامبن عبداللَّه مخزومى و گفت :
شنيدم ابنابوذئب مىگويد : عكرمه را ديدم و ثقه نبود .
محمّدبن سعد گفت : عكرمه داراى علم و حديث بسيار بود ، دريايى از درياها بود و به حديثش احتجاج نمىشود و مردم دربارهاش سخن مىگويند . »
« و مطرفبن عبداللَّه گفت : شنيدم مالك از نامبردن عكرمه اكراه داشت و اعتقاد به روايت از او نداشت .
احمدبن حنبل گفت : ندانستم كه مالك چيزى براى عكرمه حديث كرده باشد مگر دربارهى مردى كه پيش از زيارت با همسرش همبستر شود . آن را از ثور از عكرمه روايت كرد .
احمدبن ابوخيثمه گفت : در كتاب علىّبنمدينى ديدم كه نوشته بود شنيدم يحيىبن سعيد مىگويد : - به خدا سوگند از ايوب مرا حديث كردند كه به او گفتند كه عكرمه نماز را خوب نمىخواند ، ايوب گفت : آيا نماز مىخواند ؟
فضل سينانى به نقل از مردى گفت : عكرمه را در حال بازى نرد ديدم .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى) — صفحة 944
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٩٤٤