ايستاد و به زبان فارسى تكبير گفت و يك آيه به فارسى خواند « دو برگ سبز » ( ترجمهى مُدّهامّتان ) و بدون ركوع رفتن مانند نوك زدن خروس دوبار پياپى سرش را به زمين زد و تشهّد خواند و در پايان بدون سلامگفتن از ماتحت خود صدايى برآورد و گفت : اى سلطان ! اين نماز ابوحنيفه است .
پادشاه گفت : اگر اين نماز ، نماز ابوحنيفه نباشد تو را مىكشم ، چون اين چنين نمازى را هيچ ديندارى جايز و روا نمىداند . حنفىها انكار كردند كه اين نماز ابوحنيفه باشد . قفّال دستور داد كتابهاى ابوحنيفه را بياورند ، سلطان به يك مسيحى كه نويسنده بود دستور داد كتابهاى هر دو مذهب را بخواند ، پس نماز بر مذهب ابوحنيفه را همانگونه يافت كه قفّال حكايت كرده بود ، آنگاه پادشاه از مذهب ابوحنيفه دورى نمود و به مذهب شافعى تمسّك جست . سخن امام حرمين پايان يافت .
افتخارهاى سلطانمحمود بسيار بود و روش او بهترين روشها و تولّدش در شب عاشوراى سال سيصد و شصت و يك و مرگش در ماه ربيعالآخر و گفته شده در يازدهم صفر سال چهارصد و بيست و يك يا دو در غزنه بود . » « 1 » 3 - ذهبى گويد : « عبدالغافر فارسى گفت : او راست نيّت در بالابردن كلمةاللَّه تعالى ، در جنگهايش پيروز بود ؛ سالى از سالهاى سلطنتش خالى از يك جنگ يا يك مسافرت نبود . او باهوش ، دورانديش ، و خوشفكر بود . مجلس او جايگاه رفت و آمد دانشمندان بود . . . » « 2 » 4 - يافعى : آنگونه كه پيشتر آمد . « 3 » 5 - سبكى گويد : « محمودبنسبكتكين پادشاه بزرگ ، ابوالقاسم ، سيفالدوله ، فرزند اميرناصرالدّوله ابومنصور : يكى از پيشوايان دادگر و كسى كه كشورها و بندگان تسليم او شدند و زيبايى آثارش نمايان شد ، پيش از سلطنت ، « سيفالدوله » لقب
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان 2 / 84 .
( 2 ) . العبر - / حوادث 421 .
( 3 ) . مرآةالجنان - / حوادث 421 .