اميرالمؤمنين عليه السلام را گواه مىگيرد ، از جمله شعر صاحببنعباد :
كان النّبي مدينة هو بابها * لو أثبت النّصاب ذات المرسل
- پيامبر شهر و او درِ آن بود ، اگر ناصبىها اصل پيامبرى را بپذيرند .
و نيز گويد :
باب المدينة لاتبغوا سواه لها * لتدخلوها فخلّوا جانب التّيه
- او درِ آن شهر است ، غير او را براى آن نخواهيد كه به آن وارد شويد ، پس بيابانهاى گمراهى را رها كنيد .
و در يادكرد كسانى كه حديث « ردّالشّمس » را به نظم آوردهاند از صاحببنعباد آورده است :
كان النّبي مدينة العلم الّتي * حوت الكمال و كنت أفضل باب
ردّت عليك الشّمس و هي فضيلة * ظهرت فلم تستر بلفّ نقاب
- پيامبر شهر آن دانشى بود كه همهى كمال را در برگرفت و تو بهترين دَر بودى
- براى تو خورشيد برگشت و اين فضيلتى است كه آشكار شد و با پوشش نقابى ، پوشانده نشد . « 1 »
شرح حالش
1 - ثعالبى در « يتيمة الدهر 3 / 31 - 118 »
2 - ابنخلكان در « وفيات الأعيان 1 / 75 »
3 - ابوالفداء ايّوبى در « المختصر - / حوادث 385 »
4 - ابناثير در « الكامل حوادث 385 »
5 - ذهبى در « العبر حوادث 385 »
6 - ابنوردى در « تتمة المختصر حوادث 385 »
7 - يافعى در « مرآةالجنان حوادث 385 »
8 - سيوطى در « بغية الوعاة / 196 »
هامش
( 1 ) . مناقب آلابىطالب 2 / 35 .