همچنين آن را از حديث ابنعمر هم نقل كرده است ؛ كه در عبارت كتاب « الصّواعق » ديديم و آن را از عبارت اين كتابها هم به زودى خواهيم ديد :
نزل الأبرار ، مفتاح النجا ، تحفة المحبين ، اسعاف الرّاغبين ، وسيلة النجاة ، انشاءاللَّه .
البتّه نقل اين حديث به طور مطلق از عبارت كتاب « كنوز الحقائق » او نيز ، خواهد آمد ؛ انشاءاللَّهتعالى .
شرح حالش
1 - سمعانى در « الانساب الطبرانى »
2 - ابنخلّكان در « وفيات الاعيان 1 / 215 »
3 - ذهبى در « العبر 2 / 315 »
4 - يافعى در « مرآةالجنان 2 / 372 »
5 - سيوطى در « طبقات الحفّاظ / 372 »
6 - جزرى در « طبقات القراء : 1 / 311 »
شرح حال مفصّل او را از اين كتابها و غير آنها ، در جلد « حديث طير » آوردهايم .
ذهبى دربارهاش چنين گويد :
« طبرانى ، حافظ ، امام ، علّامه ، حجّت ، ابوالقاسم سليمانبن احمدبن ايّوببن مطير شامى لخمى طبرانى مُسند دنياست . . . . » « 1 » و در « دول الاسلام » آمده است : « مُسند دنيا ، حافظ ابوالقاسم . . . . » « 2 » قنوجى چنين گويد :
« او حافظ دوران خويش بود ؛ در جستوجوى حديث به مدّت سى و سه سال از شام به عراق ، حجاز ، يمن ، مصر و شهرهاى جزيرهى فراتيه سفر كرد و از بزرگان بسيارى حديث شنيد ، تعداد استادانش به هزار تن مىرسد ، نوشتههاى او لذّتبخش ، سودمند و غريب است ، از جملهى آنها معجمهاى سهگانه است . » « 3 »
هامش
( 1 ) . تذكرة الحفاظ 3 / 912 .
( 2 ) . دول الاسلام 1 / 223 .
( 3 ) . « التاج المكلل » از صديق حسنخان قنوجى / 54 .