من تلق منهم تقل لاقيت سيّدهم * مثل النجوم الّتى يسرى بها السارى
هر كدام از آنان را ملاقات مىكنى ، مىگويى آقايشان را ديدار نمودم * همانند ستارگانى كه مسافران شب به آنها حركت مىكنند
و سرورمان امام على و دو فرزندش داخل در اصحاب هستند همانگونه كه پوشيده نيست . پس دانستيم كه تمام صحابه با وجود تفاوت درجاتشان ، در اصل هدايت يا بى به وسيلهى آنان ، مشترك مىباشند . »
اثبات دانش براى همهى اصحاب محال است
و هفتم اين كه : چگونه اعور مىتواند براى تمام صحابه اثبات دانش كند چه به صورت مساوى و چه به صورت متفاوت ؟ و چه دلالتى در حديث ساختگى نجوم بر آن است ؟ و از اين رو ملاحظه مىكنى كه كُردى حديث را براى مجتهدين از صحابه تنزّل مىدهد و مىگويد : « سپس اگر نصى بر آن در كتاب و سنّت وجود نداشته باشد ، مىبينيم كه او ما را احاله داده است به عمل به گفتهى مجتهدين از صحابه ، و همهى آنان را صواب شمرده است تا آنجا كه نصّ فرمود كه عملكننده به گفتهى هر يك از آنان مهتدى خواهد بود . »
و نصراللَّه كابلى در « الصّواقع » هنگام آوردن حديث ستارگان گويد : « مراد از اصحاب كسى است كه صبح و شام ملازم حضرت عليه السلام بوده است ، از مهاجرين و انصار و غير ايشان . و در سفر و حضر همراه ايشان بوده ، و وحى را با تازگى از ايشان دريافت كرده و شريعت و احكام و آداب اسلام را از ايشان گرفته و ناسخ و منسوخ را شناخته است ، مانند خلفاى راشدين و غيرشان ، نه هر كسى كه او را يك بار يا بيشتر ديده باشد . »
و امّا پاسخ به وجه دوم نيز از چند طريق ممكن است :
حديث مدينة العلم از نقلهاى هر دو فرقه ثابت است
يك وجه آنكه : حديث « من شهر دانشم و على در آن است » از طرق هر دو فرقه ثابت است ، پس اعور نيز بايد آن زيادهاى را كه گمان برده بر اساس نقلهاى هر