كند . » « 1 » و صديق حسنخان گفتهى اين بعضىها را در « أكليل الكرامة في تبيان الإمامة » تأييد و از آن دفاع كرده است .
باطل كردن معارضه با « ماصبّ اللَّه فى صدرى الا و صببته فى صدر ابىبكر . » « 2 »
دهلوى گويد :
« خداوند چيزى در سينهام نريخت جز اين كه آن را در سينهى ابوبكر ريختم . »
گويم :
اين معارضه به چند دليل باطل و پذيرفته نشده است :
1 - اين حديث ساختگى است
نشانههاى ساختگى بودن اين حديث آشكار است و عقل سليم حكم بر باطلبودنش مىدهد ؛ چون مفهومش اين است كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم و ابوبكر در تمام دانشها يكسان هستند ، كه اين امرى است كه هر مسلمانى باطل بودن آن را قطعى مىداند .
2 - عدم تطابق با واقع
و همچنين از اين حديث برمىآيد كه ابوبكر دارندهى تمامى دانشهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده است كه اين هم باطل است ؛ چون نادانى ابوبكر نسبت به احكام و
هامش
( 1 ) . شرح المقاصد 5 / 244 .
( 2 ) . خداوند چيزى را در سينهام نريخت جز اين كه آن را در سينهى ابوبكر ريختم .