و آن مجمل را بر ايشان تفصيل دهد . پس آنچه از برترى آدم صلى الله عليه و آله و سلم نزد آنان معلوم نبود ، بيان فرمود . بدين ترتيب كه تمام اسما را به آدم آموخت سپس به فرشتگان عرضه فرمود ، تا كمال برترى او و كاستى آنان در دانش ، بر ايشان آشكار شود سپس آن پاسخ اجمالى با اين جواب تفصيلى مؤكّد شود . » « 1 » و گويد : « مسألهى ششم : اين آيه دلالت بر برترى دانش دارد ، خداوند سبحان كمال حكمت خويش را در آفرينش آدم عليه السلام آشكار نفرمود جز با ظاهركردن دانش او ، پس اگر در امكان ، چيزى اشرف از دانش مىبود ، واجب مىشد كه فضل او را به آن شىء نه به دانش اظهار فرمايد . » « 2 » و گويد : « سپس به آغاز امر توجّه كن ، هنگامى كه خداوند سبحان فرمود :
« إنّي جاعل فى الأرض خليفة » و هنگامى كه فرشتگان گفتند « أتَجْعَل فيها مِنْ يُفسدُ فيها » خداوند سبحان فرمود : « إنِّي أعْلمُ ما لا تَعْلَمون » خداوند سبحان پاسخشان فرمود به اين كه من دانا هستم و ديگر صفتهاى جلال از قدرت و اراده و شنوايى و بينايى و وجوب و قديم بودن و بىنيازى از مكان و جهت را در پاسخ آنان و براى ساكتشدنشان نفرمود ؛ بلكه صفت دانش را پاسخ آنان قرار داد و اين دلالت دارد بر اينكه هر چند تمام صفتهاى جمال و كمال در نهايت شرافت هستند ؛ امّا صفت دانش با شرافتتر از ديگر صفات است .
سپس خداوند سبحان برترى آدم عليه السلام را به دانش آشكار فرمود و اين نيز دلالت دارد كه دانش اشرف از غير آن است .
سپس وقتى كه خداوند سبحان دانش او را آشكار فرمود ، او را مسجود فرشتگان و جانشين در عالم پايين قرار داد و اين دلالت دارد كه آدم عليه السلام استحقاق آن منقبت راتنها به دانش يافت .
سپس فرشتگان به تسبيح و تقديس خداوند افتخار كردند ؛ در حالى كه افتخار به آن در وقتى به دست مىآيد كه همراه با دانش باشد ؛ چون اگر بدون دانش
هامش
( 1 ) . تفسير رازى 1 / 175 .
( 2 ) . همان / 178 .