دلالت حديث « أنا مدينةالعلم و على بابها »
دهلوى گويد :
« و با اينهمه ، اين حديث براى آنچه ادّعا مىكنند ، مفيد نيست ! ! » پس چه پيوند و ارتباطى است ميان باب مدينة العلم بودن و داشتن رياست عامهى بلافصل بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ؟ »
گويم :
انكار دلالت حديث مدينة العلم بر مذهب اهل حق ، دشمنى محض و انكار حق است ، و هيچ شخص با انصاف و بصيرت و دورىجويى از دشمنى و عصبيّت آن را نمىپسندد . و ما دلالت آن را از چند وجه توضيح مىدهيم :
1 - دلالت حديث مدينة العلم بر اعلميّت
حديث « أنا مدينةالعلم و على بابها » ، دلالت دارد بر اعلميّت اميرالمؤمنين عليه السلام و لازمهى اعلميّت ، افضليّت است . و شكّى نيست كه استحقاق و تعيّن امامت براى افضل ، بيشتر از ديگران است .
امّا دلالت حديث بر اعلميّت حضرتش ، چون او باب مدينةالعلم است ؛ چرا كه اگر ديگرى از او داناتر بود ، كاستى در آن باب به وجود مىآمد و كاستى در آن ، باعث كاستى و كمبود در مدينة مىشود و اين چيزى است كه هيچ مسلمانى جرأت