بيشتر فضيلتهاى اميرالمؤمنين عليه السلام و به ويژه حديث « مدينة العلم » ، قطعى است ؛ آنگونه كه خواهد آمد ؛ مثلًا از جمله روايات اشخاص معروف ، روايت جابر است كه حديث را از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در غزوهى حديبيّه نقل مىكند و هيچيك از اصحاب نه تنها مخالفتى با جابر نمىكند ، بلكه از عبارت « زرندى » چنين برمىآيد كه آنان همگى به آن معترف بودهاند . او چنين مىگويد : « اين هم فضيلتى است كه اصحاب به آن اعتراف و شادمانى كردهاند و راه سازش پيمودند و پيش رفتند . »
شهابالدّين احمد هم اين سخن او را در « توضيحالدّلائل » نقل كرده است :
بنابراين اصحاب همگى به اين فضيلت اعتراف و آن را بازگو كردهاند و رغبت يا ترسى آنان را از بازگوكردنش منع نمىكرده است . هر چند - در خصوص فضيلتهاىامام عليه السلام كار بر عكس بوده و در بيشتر آنها انگيزههاى پنهانكارى موجود بوده است .
7 - قاضى پس از گفتههاى پيشين اينگونه ادامه مىدهد :
« همچنين است روايتهايى كه اصلى ندارند و بر باطل بنا شدهاند ، به ناچار با گذشت زمان و بازگويى نسلها و پژوهشگران بالاخره سستى آنها برملا شده و كمكم از ياد مىروند ، همانگونه كه در مورد بسيارى از روايتهاى دروغين و اراجيف ناشناخته ديده مىشود ؛ امّا خبرهاى راست و درست پيامبرمان صلى الله عليه و آله و سلم كه از طريق روايات آحاد رسيده با گذشت زمان آشكارتر مىشوند و با بازگويى فرقهها و افزايش طعنههاى دشمن و تلاش او بر كوچك شمردن و تضعيف اصل آنها و كوشش ملحدان بر خاموش كردن نورشان ، استوارتر و قابلقبولتر مىگردند و بر حسرت طعنهزنان نيز مىافزايند . » « 1 » گويم : اين سخن كاملًا در مورد فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام - / كه واقعيّت هم جز اين نيست جارى و صادق است و همين دليل و برهان بر درستى و صادرشدن قطعى آنها از پيامبر مكرّم صلى الله عليه و آله و سلم بسنده است .
8 - دانشمندان بزرگ هر دو فرقه از آغاز تاكنون - اين حديث را در نظر داشته ، آن را نقل كرده ، مورد پژوهش قرار داده و شرح كردهاند و نسبت به آن شادمان بوده و به آن تبرّك مىجستهاند .
و هر كس به سخنان اين بزرگان مراجعه نمايد ، شك و ترديدى در صحّت و
هامش
( 1 ) . الشفا : 309 با شرح قارى .