اين دسته از معجزات ايشان قطعى به شمار مىآيد . . . » « 1 » گويم : همينگونه است حديث « مدينة العلم » كه آن را افراد ثقه و تعداد زيادى از ائمّه از بسيارى از اصحاب روايت كردهاند . پس آنهم قطعى است .
6 - قاضى عياض در كتاب « الشفاء » در ادامهى سخن پيشين خود گويد : « از اين قبيل است ، حديثهايى كه همگان از همگان آنها را با سند متّصل از جمله اصحاب و اخبار آنها روايت كردهاند ، اين گزارشها در حضور و محل اجتماع تعداد زيادى از اصحاب چون روز جنگ خندق ، غزوهى بواط ، عمرهى حديبيّه و غزوهى تبوك و مانند آن از محفلهاى مسلمانان و جمع سربازان نقل شده است . و در آن هنگام هيچيك از اصحاب مخالفتى با آنچه راوى نقل مىكرد ، ابراز نكرده است ، از اينرو سكوتشان همانند سخنگفتنشان خواهد بود ، چون ياران رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم از سكوت در برابر باطل و سازش با دروغ ، منزّه مىباشند و هيچگونه رغبت و ترسى مانع حقيقتگويى آنان نيست و اگر مطلبى را مىشنيدند كه برايشان آشنا و شناختهشده نبود ، انكارش مىكردند همانگونه كه تعدادى از آنان ، بعضى روايات را دربارهى سنّتها ، سيرهها و حروف قرآن انكار كردند و در اين مورد به يكديگر نسبت خطا و توهّم دادند كه آشكار و روشن است . پس همهى اين دسته روايتها به معجزههاى قطعى ايشان مىپيوندد ، همان گونه كه توضيح داديم . . . » « 2 » اين گفتار او بود ، بر اين پايه گوييم :
هامش
( 1 ) . كتاب الشّفا بتعريف حقوق المصطفى : 308 و 309 با شرح قارى .
( 2 ) . الشفاء بتعريف حقوق المصطفى : 309 با شرح قارى .