كرده است .
شرح حالش
1 - سبكى : « او يگانهى دوران خويش در علم قرآن بود . » « 1 » 2 - داوودى : « يگانهى دوران خويش در علم قرآن ، حافظ لغت ، سرآمد در عربى ، واعظ و مورد وثوق بود . . . » « 2 » 3 - اسنوى : « ابنصلاح و نووى او را از فقيهان شافعى ياد كردهاند ، او پيشوايى در لغت و نحو بود . » « 3 »
37 - روايت دسكرى
او ، ابوطالب يحيىبن على متوفّاى سال 431 و استاد خطيب بغدادى است كه حديث شريف را در تاريخش از او نقل كرده است . « 4 »
شرح حالش
1 - عبدالغافر فارسى : « ابوطالب دسكرى ، يحيىبن علىّبنطيب ، فقيه صوفى دسكرى ، ابوطالب ، ساكن حلوان ، خادم تهيدستان آن شهر و بزرگ شهر و مفتى و محدّث و قاضى . در جرجان و نيشابور و اصفهان حديث نوشت .
و از غطريفى و ابنمقرى حديث نقل كرد و بسيار روايت نمود ، غريبان از روى تبرّك جستن به روايتش از او روايت شنيدند و روز جمعه در رجب سال 431 درگذشت . احمدبن ابوسعد بنعلى نيشابورى مؤذّن از او روايت نقل كرده است . » « 5 » 2 - سبكى : « يحيىبنعلى . . . استاد گردشگر در كشورها ، از ابااحمدغطريفى و
هامش
( 1 ) . طبقات الشّافعية 4 / 58 .
( 2 ) . طبقات المفسّرين 1 / 65 .
( 3 ) . طبقات الشّافعية 1 / 429 .
( 4 ) . تاريخ بغداد 2 / 377 .
( 5 ) . تاريخ نيشابور / 742 .