شرح حالش
1 - ذهبى : « علوى - امام ، سيّد ، محدّث ، بسيار راستگو ، مسند خراسان ، ابوالحسن محمّدبن حسينبن داوودبن على علوى حسنى نيشابورى ، بزرگوار و بزرگ سروران . . . حاكم و ابوبكر بيهقى از او حديث نقل كردهاند و بزرگترين استاد بيهقى بود . . . حاكم گويد : او داراى همّت عالى و عبادت ظاهرى بود . از او تقاضاى حديث مىكردند ولى حديث نمىگفت . سرانجام مجلس املاء برايش برپا كردم و هزار حديث برايش برگزيدم . در مجلس او هزار راوى قلمدان خود را براى نگارش حديث آماده ساختند . سه سال حديث گفت و املا كرد . به مرگ ناگهانى در جمادى الثانى سال 401 درگذشت . » « 1 » 2 - سبكى نسب او را به نقل از حاكم آورده و او را ستوده و گفته است : « استاد مشرق در دوران خويش . . . » « 2 »
32 - روايت محمّدبن احمدبن رزق
او استادِ حافظ ، خطيب بغدادى است كه اين حديث شريف را در كتاب تاريخش از او روايت كرده است . « 3 »
شرح حالش
1 - خطيب : « محمّدبن احمدبن محمّدبن احمدبن رزق . . . ابوالحسن بزاز معروف به « ابن رزقويه » . . . او ثقه و راستگو ، بسيار شنونده و نويسندهى حديث بود ، اعتقادى نيكو و مذهبى زيبا داشت . بر تلاوت قرآن مداومت داشت . نسبت به بدعت گزاران شدّت به خرج مىداد . بعد از سال 380 تا پيش از مرگش همواره در مسجد جامع شهر حديث املاء مىكرد . او نخستين استادى است كه از او ( روايت ) نوشتم و اوّلين بار در سال 403 از او حديث شنيدم . . . » « 4 »
هامش
( 1 ) . سيرالأعلام النبلاء 17 / 89 .
( 2 ) . طبقات الشافعية 3 / 148 .
( 3 ) . تاريخ بغداد 11 / 49 .
( 4 ) . تاريخ بغداد 1 / 351 .