31 - ميرزا محمّدبن معتمد خان بدخشانى .
32 - محمّدبن اسماعيل اميرصنعانى .
33 - محمّدبن على صبّان مصرى .
34 - شهابالدّين حفظى عجيلى .
35 - محمّد مبين لكهنوى .
36 - ولىّ اللَّه لكهنوى .
37 - سليمانبن ابراهيم قندوزى .
38 - سيّد مؤمن شبلنجى مصرى .
و اگر بخواهيم تمام روايتهاى اين افراد را با متن و اسنادش بياوريم سخن بسيار به درازا مىكشد . . . امّا بعضى از آنها را متذكّر مىشويم و به بعضى ديگر اشاره مىكنيم و تعدادى از مدارك آنها را مىآوريم تا هر كس خواهان تفصيل بود به آنها مراجعه نمايد . . . پس گوييم :
احمد گفت : « ما را حديث كرد يحيىبنآدم و ابن ابوبكير ، از اسرائيل ، از ابواسحاق ، از حبشي بنجنادة از يحيى بنآدم سلولى كه روز حجّةالوداع را ديده بود گفت كه : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « على از من است و من از او هستم و از طرف من كسى ادا نمىكند جز من يا على . » « 1 » « ما را حديث كرد اسودبنعامر ، از شريك ، از ابواسحاق ، از حبشىبنجناده كه گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : « على از من است و من از او هستم و از طرف من كسى ادا نمىكند جز من يا على . »
ما را حديث كرد يحيىبنآدم ، از شريك ، از ابواسحاق ، از حبشىبنجناده سلولى كه گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : « على از من است و من از او هستم ، و از طرف من كسى ادا نمىكند جز من يا على . » شريك گفت : به ابواسحاق گفتم : تو خودت از ايشان شنيدى ؟ گفت : در فلان و فلان جا كه آن را حفظ نيستم . »
هامش
( 1 ) . مسند 4 / 164 - 165 .