على ما فرّطت فى جنباللَّه » « 1 » و من دست گشودهى خداوند بر بندگانش به رحمت و مغفرت هستم ، و من باب حطّة هستم . هر كس مرا و حق مرا شناخت پروردگارش را شناخته است ، چون من جانشين پيامبرش در زمينش و حجّت او بر آفريدگانش مىباشم . اين مطلب را كسى انكار نمىكند ، جز روىگردانده از خداوند و پيامبرش . » « 2 » و تأييد مىكند آن را : سخن مولايمان زينالعابدين : « ما ابواب خداوند هستيم . » كه قندوزى آن را نيز روايت كرده و گفته است :
« و در مناقب از ثابت ثمالى از علىبنالحسين نقل شده كه گفت : « ميان خداوند و حجّتش هيچ حجابى نيست و براى خداوند رازى بدون حجّتش نيست ، ما ابواب خداوند هستيم ، ما راه مستقيم و گنجينهى خداوند و مفسّران وحى او مىباشيم و ما پايههاى توحيدش و جايگاه رازش هستيم . » « 3 »
( 18 ) « أنا باب المدينة »
امام عليه السلام اين مطلب را در يكى از خطبههايش فرموده كه آن را روايت كردهاند :
1 - كمالالدّين ابن طلحة
2 - قندوزى بلخى از ابنطلحة ، و آن خطبهاى طولانى است كه بخشى از آن را نقل مىكنيم .
او عليه السلام گفت :
« منم آن راز رازها ، درخت نورها ، راهنماى آسمانها ، انيس تسبيحكنندگان ، خليل جبرائيل ، صفىّ ميكائيل ، فرماندهى پادشاهان ، پرندهى سمندل افلاك ، تختِ كاخ ، نگهدارندهى الواح ، راهنما در تاريكى ، بيت المعمور ، ابر باراندار ابرها ، نور تاريكىها ، كشتى اقيانوسها ، حجّت حجّتها ، مسدد آفريدگان ، محقّق حقيقتها ، تأويل كنندهى تأويل ، مفسّر انجيل ، پنجمين نفر كساء ، تبيان
هامش
( 1 ) . زمر / 56 .
( 2 ) . ينابيع المودّة : 495 .
( 3 ) . ينابيع المودّة / 22 .