تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
صلحِ با من است ، و جنگ با تو ، جنگ با من است . و تو پس از من ميان من و امّتم عَلَم « 1 » مىباشى . » « 2 »

2 - روايت خوارزمى

موفّق خوارزمى مكّى با اين كلمات آن را روايت كرده است : « . . . فهو باب علمى » آن‌گونه كه قندوزى از او نقل كرده است . او پس از آوردن حديث از ابن‌مغازلى - كه پيشتر آمد آن را از خوارزمى با سندش از ابن‌عبّاس روايت مىكند ؛ ولى با لفظ « فهو باب علمى » « 3 »

( 10 ) « على منّي و أنا من على ، فهو باب علمى و وصيّى »

حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم در حديثى - به عبدالرّحمان‌بن‌عوف چنان فرمود . سيّد على همدانى و قندوزى از او آن را چنين روايت كرده‌اند : « از عكرمة از ابن‌عبّاس نقل شده كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم به عبدالرّحمان‌بن عوف فرمود : « اى عبدالرّحمان ! شما ياران من هستيد و علىّبن‌ابىطالب برادرم و از من است و من از على هستم ، او درِ دانش و وصىّ من است ، و او و فاطمه و حسن و حسين ، بهترين مردم زمين از نظر تبار و شرافت و بخشندگى هستند . » « 4 »

( 11 ) علىّ باب علمى و مبيّن لُامّتي ما أرسلت به

از راويان اين حديث : 1 - شيرويه‌بن شهردار ديلمى . 2 - شهرداربن شيرويه‌بن شهردار ديلمى .
هامش
( 1 ) . نشانه و مايه تشخيص حق از باطل ؛ چنان كه علم در جنگها نشانگر جبهه خاصّى از لشكر بود . ( ويراستار ) ( 2 ) . المناقب از ابن‌المغازلى : 50 . ( 3 ) . ينابيع‌المودّة / 69 . ( 4 ) . ينابيع‌المودّة / 263 از المودّة فى القربى .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى) — صفحة 340 | السيد مير حامد حسين الهندي / السيد علي الميلاني / محبوب القلوب