از رباح و محمّدبن سعيدبن شرحبيل ، از ابوعبدالغنى حسنبن على ، از عبدالوهّاب بنهمام از پدرم از پدرش از سعيدبن جبير ، از ابنعبّاس ، از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : « من شهر بهشت مىباشم و على در آن است ، هر كس بهشت را خواهد ، بايد از در آن بدان وارد شود . » « 1 » و قندوزى نيز آن را از ابنمغازلى روايت كرده است .
( 6 ) « أنا مدينة الفقه و على بابها »
از جمله راويان آن :
1 - ابوعبداللَّه ، عبيدالللَّهبن محمّد ابنبطه عكبرى .
2 - شمس الدّين يوسفبن قزغلى - سبط ابنجوزى .
3 - ابوالحسن علىّبن محمّدبن عراق كنانى .
4 - رحمةاللَّهبن عبداللَّه سندى .
1 - روايت ابنبطة
ابنبطهى عكبرى حديث را چنين روايت مىكند :
« ما را حديث كرد ، ابوبكر محمّدبن قاسم نحوى ، از عبداللَّهبن ناجية ، از ابومنصور شجاع بنشجاع ، از عبدالحميد بنبحر بصرى ، از شريك ، از سلمة بنكهيل ، از عبدالرّحمان ، از على كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر فقه مىباشم و على در آن است . »
2 - روايت سبط ابنجوزى
سبطابن جوزى در بيان حديث « من شهر دانشم » گويد :
« در روايتى است : من خانهى حكمتم و على در آن است . و در روايتى است :
من شهر فقه هستم و على در آن است . » « 2 »
هامش
( 1 ) . مناقب اميرالمؤمنين ، از ابنمغازلى / 86 .
( 2 ) . تذكرة خواص الأمة / 48 .