نقل كرده است : گفتوگو مىكرديم كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم هفتاد پيمان و عهد را به على واگذار فرمود كه آن بر عهدهى ديگرى قرار نداد .
و اخبار در ابن باب قابل شمارش نيست .
ترمذى از اسماعيلبنموسى فزارى ، از محمّدبنعمر رومى ، از شريك ، از سلمةبن كهيل ، از سويدبنغفلة ، از ابوعبداللَّه صنابحى ، از على اميرالمؤمنين . و گفت : « غريب است . » قزوينى مانند ابنجوزى ساختگى بودن آن را ادّعا مىكند و علايى ردّ بر او را گسترده و گويد : نه ابوالفرج و نه ديگرى دليل نكوهش كنندهاى براى اين خبر نياوردهاند ، جز اينكه بدون هيچ دليلى مدّعى ساختگى بودن آن شدهاند .
و از حافظ ابنحجر در فتواهايش دربارهى آن پرسيده شد ، گفت : اين حديث را حاكم صحيح دانسته و ابنجوزى آن را در الموضوعات آورده و گفته است كه دروغ است . و حقيقت بر خلاف گفتهى هر دو مىباشد و از نوع حسن است كه به صحت نمىرسد و به دروغ فرو نمىافتد و گويد : بيانش به طول مىكشد ولى اين نظر ، مورد اعتماد است . » « 1 »
36 - روايت شعرانى
محمّد حجازى شعرانى در كتاب « فتحالمولى النصير بشرح الجامع الصغير » حديث را روايت كرده و به حسنبودنش حُكم كرده است همانگونه كه در « شرح عزيزى » آمده است و منظور از عبارت « شيخ گفت . . . » ، او مىباشد كه خواهد آمد .
( به قسمت 41 از همين شواهد بنگريد . )
37 - اثبات يعقوب لاهورى
ملّايعقوب بنبانى لاهورى هم حديث را ثابت كرده است كه پس از اين سخنش خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . فيض القدير في شرح الجامع الصغير 3 / 46 .