گويد :
« بزار و طبرانى در « الأوسط » از جابربنعبداللَّه ، و طبرانى و حاكم و عقيلى در « الضعفاء » و ابنعدى از ابنعمر ، و ترمذى و حاكم از على نقل كردهاند كه گفت :
رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على در آن است . » و در روايتى است : « هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . » و در روايت ديگرى از على است : « من خانهى حكمتم و على در آن است . » و در ديگرى از ابنعدى : « على درِ دانش من است . » « 1 » همچنين عيدروس قصيدهى ابنجابر اندلسى را ذكر كرده و آن را نيكو دانسته و گفته : ابن جابر اندلسى خوش گفته است :
و إنّ عليّاً كان سيف رسوله * و صاحبه السّامي لمجد مشيد
و على شمشير پيامبرش بود * و يار بلندمرتبهى او براى سرافرازى استوار
و صهر النّبي المجتبى و ابنعمّه * أباالحسنين المحتوى كلّ سؤدد
و داماد پيامبر برگزيده و پسرعمويش * ابوالحسنين كه در برگيرندهى هر سرورى است
و خير نساء الغرّ زوجته غدت * و حسبك هذا سؤدد المسود
و نيكوترين زنان ارجمند همسر اوست * و اين كلام تو را بسنده است تا آقايى او را دريابى
و زوّجه ربّ السماء من سمائه * و ناهيك تزويجاً من العرش قد بدى
و پروردگار آسمان در آسمان او را به ازدواج او درآورد * و تزويجى كه از عرش سر زده براى درك آقايى او بس است
هامش
( 1 ) . العقد النبوى و السّرّ المصطفوى خطّى .