ابنعبّاس گفته است : تمام آنچه از تفسير برايتان گفتهام ، همه از على مىباشد . . . »
و همچنين گفته است :
« . . . دربارهى اينحديث چهار نظر است : حديثى صحيح است ، بنابر نظر حاكم كه قول حافظ علايى با آن موافق است . . . و حديثى حسن است كه اين نظرى پژوهشگرانه است و شيخ الاسلام ، حافظ ابنحجر بر ايننظر موافقت دارد كه گويد :
رجال آن جز عبدالسّلام هروى كه نزد آنان ضعيف است ، بقيه رجال صحيح هستند .
تمام شد .
و تا پايان كلامش ، حافظ علائى بر او پيشى گرفته و گفته است : دربارهى اين هروى ، سخن بسيار گفتهاند ؛ پايان يافت .
و با اين مطلب ، پىگيرى ابىزرعه بر اين حديث ، تعارض است و حاكم از يحيىبنمعين نقل كرده كه او را توثيق كرده است . پس ثابت شد كه اين حديث حسن نزديك به صحيح است . همانگونه كه از قول ابنحجر دانستى كه گويد :
راويان آن ، همگى راويان صحيح هستند ؛ غير از هروى ، و اينكه هروى را برخى توثيق و بعضى تضعيف كردهاند .
و اين حديث ضعيف است ، بنا بر رأى كسانى كه هروى را تضعيف كردهاند .
و ساختگى است كه بسيارى از پيشوايان حافظان مانند قزوينى و ابنجوزى بر اين نظرند و ذهبى در ميزان و غير او ، همهى طرق آن را باطل دانستهاند .
و اينان هرچند پيشوايانى بزرگوار هستند ليكن - سهلانگارى بسيارى كردهاند ؛ همانگونه كه از آنچه آوردهام دانسته شد ، و چگونه حكم به « ساختگى » بودن آن دادهاند با اينكه روشن شد كه همهى رجالش جز يكى كه در آن اختلاف است ، رجال صحيح هستند و مىبايد سخن آنان را كه قائل به « ساختگى » بودن آن هستند ، تأويل كرد كه اين نظر مربوط به بعضى از نقلهاى آن و نه همه است .
دربارهى ابومعاويه ، يكى از راويان حديث كه دربارهاش چيزهايى گفتهاند كه ارزش شنيدن ندارد ، يكى از حافظان چه نيكو گفته است : او ثقه ، امانتدار ، از استادان بزرگ و حافظان است و تنها كسى است كه حديث را از اعمش نقل كرده است . پس
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٢٧