آمده است : هيچيك از ياران رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم نمىگفتند : از من بپرسيد جز علىّبنابىطالب و رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و على در آن است » گويد :
اين دليلى است بر بسيارى دانش او و پاسخگويى بىدرنگش دربارهى وقايع و آگاهىاش بر دانشها و معارف و تمام اين امور مسلم و قطعى است و دليلى در برابر نصّ نيست . . . »
اين گفته ، اعتراف اوست به صحيحبودن حديث « مدينة العلم » ، با وجود عناد و لجاجتى كه نسبت به حق و اهل حق دارد .
پس شگفت از « دهلوى » است كه چگونه در سند اين حديث زبان به سرزنش باز كرده است !
شرح حالش
شمسالدّين سخاوى « 1 » شرح حالش را آورده و رشيدالدّين خان دهلوى او را ستوده و بر گفتههايش در كتابهاى مختلفش اعتماد كرده است . همچنين حيدر على نويسندهى « منتهى الكلام » هم در چند قسمت از كتابش از شيوه او پيروى و به گفتههايش استناد كرده است .
و به طور كلّى او از محدّثان اهل سنّت و از متكلّمان مشهور آنان است ، و شرح حالش را در مجلّد « حديث طير » آوردهايم .
91 - اثبات عزّابنفهد مكّى
عزّالدّين عبدالعزيز عمر ، معروف به ابنفهد هاشمى مكّى ، در شرح حال مولايمان حضرت على عليه السلام گويد :
« پراكنندهى لشكرها ، و گشايندهى گرفتارىها ، شير بدون ترديد پيكارها و شير دليران جنگآور بدون غوغا و جنجال ، معدن فضائل و زيباشمائل ، داراى
هامش
( 1 ) . الضوء اللامع 6 / 171 .