18 - حيدرعلى در « إزالة الغين »
و بخشى از گفتههاى اين گروه را در مجلّد « حديث غدير » آوردهايم و همچنين بنگريد به : الضوء اللامع 5 / 245 ، البدر الطالع 1 / 470 ، و النور السافر / 58 - 60 .
« جواهر العقدين »
در « كشفالظنون » آمده : « كتاب جواهر العقدين فى فضل الشرفين ؛ شرف العلم الجلى و النسب العلى ، از سيّد نورالدّين ابوالحسن علىّبن عبداللَّه سمهودى مدنى شافعى ، متوفّاى سال نهصد و يازده مىباشد كه آغازش چنين است : سپاس خداوندى را كه اوليائش را عزيز و گرامى داشت . . . دو بخش دارد . اوّل در فضيلت دانش و دانشمندان كه داراى سه باب است . بخش دوم در فضيلت خاندان نبوى و شرافت آنان كه داراى پانزده باب است . به سال 898 تأليف آن پايان يافته است . » « 1 » رشيدالدّين خان ، كتاب « جواهر العقدين » را ضمن كتابهايى آورده است كه علماى اهل سنّت در مناقب خاندان نبوى عليهم السلام تأليف كردهاند . اعتبار و جايگاه كتاب از سخنِ خود سمهودى در مقدّمهى كتاب آشكار مىشود .
90 - تصحيح ابنروزبهان
فضلاللَّهبن روزبهان خنجى شيرازى با همهى تعصّب و سرسختى كه دارد به صحيحبودن حديث « مدينة العلم » اعتراف كرده ؛ آنگاه كه در كتاب « ابطال الباطل » پاسخ مىگويد به گفتار علّامه حلى و استدلالش بر اعلميّت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام براى اثبات امامت و سپس استشهاد او به حديث ترمذى در صحيحش كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . »
ابنروزبهان گويد : « آنچه را كه نويسنده از دانش اميرالمؤمنين ذكر كرده است ، پس شكّى در آن نيست كه او از دانشمندان امّت است و مردم به دانش او نيازمند هستند و چگونه نباشند ؟ در حالى كه او وصىّ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است در ابلاغ دانش و زيبايىهاى حقايق معارف ، پس كسى در اين مطلب نزاعى ندارد و امّا آنچه را كه از صحيح ترمذى نقل كرده است ، صحيح است . »
و در پاسخ اين سخن او : « نوزدهم : در مسند احمدبنحنبل و صحيح مسلم
هامش
( 1 ) . كشف الظنون 1 / 614 .