فارسى است و از حسينبنعلى كاشفى معروف به « واعظ بيهقى » متوفّاى 910 مىباشد و فضولى محمّد بنسليمان بغدادى متوفّى سال 970 آن را ترجمه كرده و « حديقةالسعداء » ناميده است و در آن چنين گويد : در اصل تأليف به كتاب « روضة الشّهداء » اقتدا كردم و فايدههايى از كتابهاى ديگر به آن افزودم ، پس كتاب مستقلّى شد ؛ همانگونه كه در حرف « الحاء » گذشت . همچنين جامى مصرى آن را ترجمه كرده و « سعادتنامه » ناميده و گفته است : از او پيروى كردم جز اينكه آيهها و حديثها را در لابلاى داستانها آوردم . . . . » « 1 »
88 - روايت جلالالدّين سيوطى
جلالالدّين سيوطى حديث مدينة العلم را در تعدادى از كتابهايش ، روايت كرده و ثابت و محقّق دانسته است . در كتاب « القول الجلي » گويد :
« حديث شانزدهم - از على نقل شده كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » ابونعيم آن را در « المعرفة » نقل كرده است .
حديث هفدهم از جابر : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . » حاكم آن را نقل و پىگيرى كرده است .
حديث هيجدهم - از ابنعبّاس : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس آن علم را خواهد پس بايد از درش به سوى آن بيايد .
طبرانى آن را نقل كرده است . » « 2 »
« القول الجلى »
سيوطى در آغاز كتابش ، « القول الجلى » ، گويد : « و بعد ، اين بخشى از قطرهاى از قطرههاى درياهاى متلاطم است كه اندكى از مناقب تابان آقايمان على را آوردم و
هامش
( 1 ) . كشفالظنون 1 / 926 .
( 2 ) . القول الجلى في مناقب سيّدنا علىّ خطّى .