به حقّ پادشاه هر دو عالم * خداى بىنياز فرد اكبر
به حقّ آسمانها و ملائك * كز آنجا هيچ جاى نيست برتر
به پنج اركان شرع و هفت اقليم * به نُه چرخ و ده و دو برج ديگر
به كرسى و به عرش و لوح محفوظ * به حقّ جبرئيل آن خوبمنظر
به ميكائيل و اسرافيل و صورش * به عزرائيل و هولِ گور و منكر
به تورات و زبور و صحف و انجيل * به حقّ حرمت هر چار دفتر
به حقّ آيةالكرسى و يس * به حقّ سورهى طه سراسر
به حقّ آدم و نوح ستوده * به حقّ هود و شيث دادگستر
به درد يحيى و درمان لقمان * به ذوالقرنين و لوط نيكمحضر
به ابراهيم و قربان كردن او * به اسحاق و اسماعيل و هاجر
به ختم انبيا احمد كه باشد * شفيع عاصيان در روز محشر
به حقّ مكّه و بطحا و زمزم * به حقّ مروه و ركنى ز مشعر
به تعظيم رجب با قدر شعبان * به حقّ روزه و تصديق داور
به رنج اهل بيت و آه زهرا * به خون ناحق شبير و شبّر
به آب ديدهى طفلان محروم * به سوز سينهى پيران محروم « 1 »
كه بعد از مصطفى در جمله عالم * نَبُد فاضلتر و بهتر ز حيدر
مسلم بُد سلونى گفتن او را * كه علم مصطفى را بود او در
يقين اندر سخا و علم و عصمت * ز پيغمبر نبود او هيچ كمتر
اگر دانى بگويى جز على كيست ؟ * كه دلدل زير رانش بود و رخور
چه گويم وصف آن شاهى كه جبريل * گهى بُد مدحگويش ، گاه چاكر
بدان گفتم كه تا خلقان بدانند * كه سعدى زين سعادت نيست بىبر
ايا سعدى تو نيكو اعتقادى * ز دين واعتقاد خويش بر خور « 2 »
هامش
( 1 ) . رديف در متن همين است .
( 2 ) . خلاصة المناقب - خطّى .