العلماء » به او داد و بسيار امر به معروف و نهى از منكر مىكرد ، در دمشق عهدهدار خطابه شد ؛ بسيارى از بدعتهاى سخنرانان را از بين برد . . . و نماز رغائب و نيمه ( شعبان ) را باطل كرد ؛ پس بين او و ابنصلاح بدين سبب نزاع درگرفت . » « 1 » 5 - سيوطى : « ابومحمّد شيخ اسلام ، سلطان علما ، ذهبى در « العبر » گفته است : شناخت مذهب همراه با زهد و پارسايى به او پايان يافت و به درجهى اجتهاد رسيد . »
شيخ ابوالحسن شاذلى گفته است : به من گفته شد كه روى زمين مجلسى فقهى درخشانتر از مجلس شيخ عزّالدّينبن عبدالسّلام نيست و ابنكثير در تاريخش گفت : رياست مذهب به او رسيد و از ديگر سرزمينها براى فتواگرفتن از او به نزدش آمدند . در پايان عمرش سرسپردگى به مذهب نداشت ، بلكه افق ديدش گسترش يافت و به آنچه اجتهادش مىرسيد ، فتوا داد .
و شاگردش ابندقيق العيد گفت : ابنعبدالسّلام يكى از پادشاهان اسلام بود .
و شيخ جمالالدّينبنحاجب گفت : ابنعبدالسّلام فقيهتر از غزالى است . » « 2 »
58 - اثبات جلالالدّين محمّد معروف به « مولوى »
جلال الدّين محمّدبن محمّد بلخى معروف به « مولوى » حديث « مدينةالعلم » را در ضمن شعرى در مدح مولايمان اميرالمؤمنين عليه السلام در ديوانش « مثنوى » آورده است كه چنين آغاز مىشود :
از علىآموز اخلاص عمل * شير حق را دان منزّه از دغل
تا آنجا كه گويد :
چون تو بابى آن مدينهى علم را * چون شعاعى آفتاب حلم را
باز بانش اى باب ! بر جوياى باب * تا رسند از تو قشور اندر لباب
باز باش اى باب رحمت ، تا ابد * بارگاه ما له كفواً احد
هامش
1 . طبقات الشافعية از اين قاضى شهبه 1 / 440 .
2 . حسن المحاضرة 1 / 314 .