- / « داناترين فرد امّتم به سنّت و داورى بعد از من علىّبنابىطالب است . » « 1 » و از عمر نقل شده است كه گفت :
- « داورترين ما على است . » « 2 » - « على داورترين ماست . » « 3 » و بسيار مىگفت : « اى على ! خدا مرا بعد از تو باقى نگذارد . » « 4 » - « اگر على نبود عمر حتماً هلاك مىشد . » « 5 » و از سعدبنأبىوقاص نقل شده است كه ديد گروهى گِرد مردى جمع شدهاند . ايستاد و گفت : « اين كيست ؟ »
گفتند : « مردى است كه به علىّبنابىطالب ناسزا مىگويد . »
سعد جلو رفت ، راه برايش باز كردند تا به او رسيد و گفت : « اى مرد ! چرا به علىّبنابىطالب ناسزا مىگويى ؟ آيا او نخستين كسى نبود كه اسلام را پذيرفت ؟ آيا نخستين كسى نبود كه با رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم نماز گزارد ؟ آيا پارساترين مردم نبود ؟ و آيا داناترين مردم نبود ؟ . . . » « 6 » و از ابنعبّاس روايت شده است كه گفت : « به خداوند سوگند ؛ نُهدهم دانش به علىّبنابىطالب عطا شد و به خداوند سوگند كه در يك دهم ديگر هم با شما ( مردم ) شريك است . » « 7 » ابو سعيد خدرى : « داورترين آنان ( اصحاب ) على است . » « 8 » ابنمسعود : « هماره با خود مىگفتيم كه داورترين مردم مدينه على است . » « 9 »
هامش
( 1 ) . كفاية الطّالب / 190 .
( 2 ) . الاستيعاب 3 / 1102 .
( 3 ) . حلية الأولياء 1 / 65 ، تاريخ ابنكثير 7 / 2359 ، الرّياض النّضرة 2 / 198 .
( 4 ) . الرّياض النّضرة 2 / 197 ، فيض القدير 4 / 357 .
( 5 ) . الاستيعاب 3 / 1103 ، فيض القدير 4 / 357 .
( 6 ) . المستدرك 3 / 500 .
( 7 ) . الاستيعاب 3 / 1104 ، الرّياض النّضرة 2 / 194 .
( 8 ) . فتح البارى 8 / 136 .
( 9 ) . الاستيعاب 3 / 1105 ، الصّواعق 76 .