زمخشرى در تفسير آن گفته است :
« گويى كه گرامىداشتنى برتر از دادن علم نيست ، آنجا كه فرمود : « الأكرم الّذي علّم بالقلم ، علّم الإنسان ما لم يعلم » ؛ با آموختن نادانستهها به بندگان و بردن آنها از تاريكى جهل به روشنى علم ، به كمال كرم خود راهنمايى كرد و بر برترىِ دانشِ نوشتن توجّه داد ، از آن جهت كه بهرههاى بسيار بزرگى در آن نهفته است كه كسى جز او بر آنها احاطه ندارد . »
همهى دانشها و حكمتها ، اخبار و اطّلاعات و گفتههاى پيشينيان و كتابهاى فرو فرستاده شدهى الهى ، تنها با نوشتن ثبت و نگهدارى شده است . اگر نوشتن نبود ، كارهاى دين و دنيا استوار نمىشد و بر حكمت دقيق خدا و تدبير لطيف او دليلى جز امر قلم و خط ، نياز نيست .
پس كمال انسان تنها به دانش است . . . اگر دانش نمىبود ، بنده از پروردگارش نمىترسيد ، آنترسى كه مورد نظر خداوند است كه مىفرمايد :
« إنّما يخشى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ العُلماءُ » « 1 »
« تنها بندگان دانشمند خدا از او مىترسند . »
و اگر اين ترس نمىبود « باتقواتر » ى نبود تا نزد خداوند متعال « گرامىتر » باشد ، همانگونه كه فرمود :
« انَّ أكْرَمَكُمْ عِندَاللَّه أتقاكمْ » « 2 »
« گرامىترين شما نزد خداوند پرهيزكارترين شماست . »
و از اين رو خداوند ، دانشمندان را بر ديگران ترجيح مىدهد ؛ آنجاكه مىفرمايد :
« هَلْ يَسْتَوى الَّذينَ يَعْلَمونَ وَ الَّذينَ لايَعْلَمون إنَّما يَتَذكّر أولوا الألباب » « 3 »
آيا آنان كه مىدانند با آنان كه نمىدانند يكسانند ؟ تنها خردمندان متذكّر
هامش
( 1 ) . فاطر / 28 .
( 2 ) . حجرات / 13 .
( 3 ) . زمر / 9 .