و گاه حفر قبر براى خواجه سردابه ساخته و پرداخته نمودار گشت كه ديوار آن هم با كاشيهاى نفيسى آراسته بود و چنان معلوم شد كه آن را « الناصر لدين الله » خليفه عباسى براى مدفن خويش بنا كرده است و چون او را در مقبره رصافة به خاك سپردند اين سردابه باقى مانده بود تا آنگاه كه جايگاه دفن خواجه گرديد و در آن سردابه قطعه سنگى پديد آمد ، كه بر روى آن تاريخ ساختمان سردابه را ، قيد و نقر كرده بودند و اتفاقا تاريخ آن با تاريخ تولد خواجه برابر شد . عمر وى هفتاد و هفت سال و اندى بود . « 1 »
تحرير الكلام ؟ :
عبد الله نعمه ، در كتاب خود ( فلاسفه شيعه ) گويد تحرير « كتابى است كه خواجه در آن چنين گويد » ( اينك جواب آنچه را كه در مورد تحرير مسائل كلام از من پرسيدى ، مىدهم و به بهترين ، وضعى مرتب و منظم ميكنم و به غرر فرائد اعتقادى و نكات مسائل اجتهادى اشارت ميكنم براهى كه دلايل و براهين ، مرا بدان سوى كشانده و اعتقاد من بر آن پايدار شده است و آن در شش مقصد بيان گرديده است .
اول در امور عامه
دوم در جواهر و اعراض
سوم در اثبات صانع
چهارم در نبوت
پنجم در امامت ( كتاب حاضر كه مورد بحث است )
ششم در معاد « 2 »
هامش
( 1 ) - تاريخ كاظمين
( 2 ) - فلاسفه شيعه ترجمه فارسى / 522