وسيد ابن طاووس رحمه اللّه از بعضي از كتب معتبره روايت كرده كه : عمر دنيا صد هزار سال است ، بيست هزار سال از ساير مردم است وهشتاد هزار مدت ملك آل محمد عليهم السّلام وپادشاهى ايشان است « 1 » .
قاصر گويد كه : مراد از اين ، پادشاهى است در ايّام رجعت ايشان تا ايّام سلطنت حضرت مهدى آخر الزمان ( عج ) ، چنانكه هر دو از أصول مذهب شيعيان است .
وشيخ كفعمى در شرح دعاى سمات گفته : كه قول حق تعالى :
وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسابَ
« 2 » مراد از آن ظاهرا - واللّه يعلم - عدد سالهاى عمر ووعدهء ديون وتواريخ است ، چنانكه بعضي گفتهاند « 3 » ، نه عدد سالهاى عالم اوّل ، چنانكه بعضي گمان كردهاند « 4 » ، زيرا كه آن را احصاء « 5 » وشماره نمىتوان نمود ، چنانكه ظاهر مىشود بر كسى كه تدبّر در كتاب بدو الدنيا كند « 6 » .
واز حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مروى است كه : « حضرت موسى - على نبيّنا وآله وعليه السّلام - از حق تعالى سؤال نمود از ابتداء دنيا واينكه چند سال از خلقت دنيا « 7 » گذشته است ؟ پس جناب أقدس الهى به أو وحى فرستاد « 8 » كه :
بدرستى كه من خلق كردم دنيا را پيش از اين به هزار هزار سال به تكرار لفظ هزار ده مرتبه ، پس آن را خراب كردم پنجاه هزار هزار سال ، بعد از آن معمور
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 53 / 116 حديث 22 .
( 2 ) اسراء ( 17 ) : 12 .
( 3 ) مجمع البيان : 4 / 21 ( جزء 15 ) .
( 4 ) در مظانّش نيافتيم .
( 5 ) حجري : حساب .
( 6 ) بحار الأنوار : 87 / 108 ( نقل از كفعمى ) .
( 7 ) ه : آن .
( 8 ) ج : فرمود .