وامّا آبى اللحم به مدّ « الف » بر وزن اسم فاعل از « أبي » ، پس أو از جملهء صحابهء كبار واز بنى غفار است ودر جنگ حنين شهيد شده ، ودر نامش خلاف كردهاند ، بعضي خلف وبرخى عبد اللّه وجمعى حويرث گفتهاند ، ودر وجه لقبش چنين گفتهاند كه : نمىخورد گوشتى را كه براي بتان مىكشتهاند « 1 » .
سؤال ظمو [ 946 ] :
حال عمر بن سعد نزد أهل سنت چه نحو است ؟
جواب :
ابن حجر شافعي در كتاب « تقريب » چنين گفته است : عمر بن سعد بن أبي وقاص مدنى ساكن كوفه بسيار راستگو است ، لكن مردم دشمن أو شدند به سبب آنكه أمير بود بر عسكرى كه حسين بن علي عليه السّلام را كشتند ، واز جملهء تابعين است ومختار أو را كشت در سنهء شصت وپنج يا بعد از آن ، وغلط كرد آن كس كه أو را داخل صحابه شمرد . وجزم كرده است ابن معين به اينكه ولادت أو در روز وفات عمر بن خطاب بود « 2 » ، تمام شد كلام ابن حجر .
ودر كتاب « تهذيب التهذيب » چنين گفته است كه : گفت أحمد بن أبي خيثمة كه پرسيدم ابن معين را از حال عمر بن سعد ، گفت : چگونه ثقة ومعتمد مىباشد كسى كه حسين عليه السّلام را كشته باشد ؟ ! ! « 3 »
ونيز ابن حجر در كتاب « صواعق » نقل اجماع كرده است بر جواز لعن هر كس كه حسين عليه السّلام را كشته باشد ، يا امر به كشتن أو نموده ، يا راضى به كشتن أو شده است ، به شرطي كه نام آن شخص را نبرند « 4 » .
وقال العلامة التفتازاني في « شرح العقائد النسفيّة » - بعد نقل الخلاف في هذه المسألة - : إنّ بعضهم اطلق اللعن عليه - يعني يزيد - لأنّه كفر حين أمر بقتل
هامش
( 1 ) الإصابة : 1 / 13 ( با اندكى اختلاف ) .
( 2 ) تقريب التهذيب : 2 / 56 .
( 3 ) تهذيب التهذيب : 7 / 451 .
( 4 ) صواعق المحرقة : 223 .